X
تبلیغات
دل نوشته های صنم

دل نوشته های صنم

ادبی - اجتماعی

عینک خوش بینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 22:56  توسط محمد گل صنملو  | 

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

یادش بخیر روزگاری که با شور و شوق خاصی در کلاس های دانشکده می نشستیم هرچند که هر لحظه احتمال بصدا در آمدن آژیر قرمز می رفت با این همه سعی می کردیم که نهایت استفاده را از آن کلاسها ببریم.روح آن شهدای همکلاسی شاد باد که چقدر غیورانه کلاسها را ترک کردند و در دفاع از اسلام و ایران از جان خود مایه گذاشتند . دانشگاه در زمان ما به وضع فعلی نبود .با رفتن آن شیرمردان عرصه نبرد تعداد دانشجویان کلاس ما کمتر از بیست نفر شده بود .استاد همه ما را می شناخت وچون کلاس تمام می شد چند نفری همراه او راه می افتادیم و حتی در خیابان نیز در مورد بسیاری از مسائل با اساتید بحث می کردیم. وقتی نمی تواستیم کتابی را در کتابخانه مرکزی پیدا کنیم مشتاقانه به کمکمان می آمدند.هر وقت نیاز به راهنمایی داشتیم با صبر و حوصله به مشکلاتمان گوش می دادند.زیباترین صدایی که در دانشگاه و خوابگاه می شنیدیم صدای ملکوتی اذان بود.از این همه سی دی و انواع گوشی ها و دیگر وسایل الکترونیکی خبری نبود . در خوابگاهها مشکل آنچنانی ملموس نبود.به راستی آرامشی در آنها حاکم بود،هر چند که روزگار جنگ تحمیلی بود. دانشجو می توانست براحتی تعهد دبیری دهد و بعد از فارغ التحصیلی  وارد آموزش و پرورش شود و هیچ نیازی به وجود امتحاناتی همچون 27 مهر 86 نبود که هزاران نفر برای شغل معلمی رقابت کنند در حالیکه هنوز هم مشکل بسیاری از حق التدریس ها حل نشده است و بعضی از آنها با داشتن چند سال سابقه خدمت بلا تکلیف مانده اند.حال در هر کلاس بیش از پنجاه نفر نشسته است .استاد چگونه می تواند تک تک دانشجویانش را بشناسد و خصوصیات آنها را کشف کند.آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

هفته پیش برای دیدن  پسر خواهرم به دانشکده شان رفته بودم و با اجازه استاد مربوطه خواستم که با نشستن در آن کلاس شاید خاطرات گذشته را هر چند برای لحظه ای زنده کنم.دانشجوایان آن کلاس بیش از 50 نفر می شدند که به علت سر و صدای زیادشان حتی عده ای متوجه ورود استاد به کلاس درس نشدند.در حالیکه دانشجویان مشغول بررسی ترجمه ای از یک متن درسی بودند حرف یکی از اساتید خودمان بیادم افتاد که می گفت در شهر آنکارا خیابان مشهوری است که اکثر صاحبان آنرا فارغ التحصیلان رشته حقوق تشکیل می دهند که روزگاری با شور و شوق فراوان و با مصیبت زیاد این رشته را به امید آینده ای درخشان انتخاب کرده بودند ولی به علت عدم استخدام به شغل فروشندگی پناه برده بودند.

افزایش ظرفیت دانشگاهها باید متناسب با نیازهای جامعه صورت گیرد تا امکانات ملی و استعدادهای جوانان مملکت بی جهت هدر نشود و جوانان امیدوار امروزی بعد از چندین سال دچار بن بست های روحی و مالی نگردند .از طرف دیگر آنچه مهم می نماید قابلیت اجرایی اهداف و امکانات آموزش عالی برای دسترسی به ایده آلهای مطرح شده در برنامه ریزی هاست .برنامه ریزی های آموزش عالی باید به شیوه ای باشد که اگر تهیه کنندگان خود مجری طرح ها باشند به آسانی بتوانند آنچه را بعنوان طرح و برنامه مطرح کرده اند عمل کنند و هدفها ی منظور را به صورت سودبخش و بازدهی کافی تحقق بخشند .بعضی اوقات دیده می شود که با وجود گذشتن چند هفته از بازگشایی دانشگاهها هنوز در بعضی از آنها دانشجویان مشکل خوابگاه دارند.بلند پروازی ها در تهیه طرح های آموزشی و تنها به آرمانها اندیشیدن ،برنامه ها را از واقعیت ها دور می کند و یکی از علل ایجاد فاصله بین طرحها و اقدامات اجرایی است .بنابراین در برنامه ریزی ها به قابلیت اجرای خط مشی ها و اصول و دستورالعمل ها باید توجه داشت چرا که شکست این برنامه ریزی ها اثرات بسیار فاحشی بجا می گذارد .برای مثال وقتی برای استخدام فقط ده نفر در آموزش و پرورش  بیش از پانصد نفر ثبت نام می کنند افزایش ظرفیت پذیرش دانشگاهها بدون نیم نگاهی به نیازهای جامعه چه سودی می تواند برای جوانان جویای کار داشته باشد؟فارغ التحصیلان بسیاری از رشته ها با همه امتیازاتی که تحصیل در دانشگاهها برای هر فردی می تواند داشته باشد متاسفانه در حال حاضر از مشکلات زیادی خصوصا مسئله اشتغال رنج می برند و بر مسوولان است که به فکر جوانانی باشند که به امید سر و سامان دادن به آینده خود وارد دانشگاهها می شوند و با تعقل و احتیاط و اندیشه در همه رشته ها به افزایش پذیرش اقدام نمایند تا جایگاه رفیع و مقدس علم و عالم برای همیشه متعالی و مورد احترام باقی بماند.

 محمد گل صنملو

mgol42@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 9:43  توسط محمد گل صنملو  | 

چهار حکایت از اولین دیدار شمس و مولانا

حکایت اول :روزی واعظ شهر سوار بر مرکب از بازار می گذشت و مریدان بسیاری در اطراف او بودند که شمس به او رسید و پرسید: هدف از کسب علم و دانش چیست؟

مولانا گفت : سنت و آداب شریعت!

شمس گفت :علم آن است که تو را به معلوم رساند و به شاهراه حقیقت کشاند.و سپس بیتی از سنایی خواند که مولانا شیفته شمس شد.

*****************

حکایت دوم:شمس در زمان تدریس مولانا به مجلس او وارد شد.در حالی که ظاهری آشفته داشت و به کتابهای مولانا اشاره کرد و پرسید:این چیست؟

مولانا گفت :این را تو ندانی.

ناگاه آتش در کتابها افتاد و شعله گرفت .

مولانا پرسید:این چه باشد؟

شمس گفت : این را هم تو ندانی.

 **************

حکایت سوم:مولانا در کنار حوض آب مدرسه نشسته بود و مشغول ورق زدن کتابهای خود بود .شمس که ظاهر آشفته داشت از مولانا پرسید:این چه روش کتاب خواندن است؟

مولانا پاسخ داد:این را علم قیل و قال گویند .تو را با آن کاری نیست.

شمس کتابها را در آب حوض انداخت .مولانا از روی افسوس و اندوه گفت : این چه دیوانگی بود که تو کردی این کتابها ارزش بسیار دارند و تو همه آنها را خراب کردی!

شمس دست انداخت کتابها را بیرون آورد و مولانا دید که هیچ کتابی  خیس نشده است .از آن پس مرید او شد.

*************

 حکایت چهارم:

 روزی مولانا بر چاپایی راهوار نشسته و گروهی از طالبان علم در رکاب او حرکت می کردند .ناگاه شمس الدین تبریزی پیش او آمدو پرسید:آیا بایزید بزرگتر است یا محمد (ص)؟مولانا گفت :وی را با ابویزید چه نسبت.محمد(ص)خاتم پیامبران است .شمس الدین گفت:پس چرا محمد (ص)می گوید : ما عرفناک حق معرفتک،یعنی خدایا ما تو را بدانگونه که شایسته تواست ،نشناخته ایم .بایزید گفت :سبحانی ما اعظم شانی،یعنی من پاک و ستوده ام و چه مقام و شان والایی دارم.مولانا از هیبت این پرسش بیفتاد و از هوش رفت و چون به هوش آمد ،دست شمس الدین بگرفت و همچنان پیاده به مدرسه خود آورد و او را به حجره خویش برد و در آنجا با چهل روز با او خلوت کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 9:15  توسط محمد گل صنملو  | 

قفس

قفس

 آشیانم را قفس نامید و رفت

گلشنم را خار و خس نامید و رفت

از مکافات عمل غافل شد او

عشق پاکم را هوس نامید و رفت

 گذشت آن زمان

 باز کردی بال و پر ، محکم بگیری در برم

من دروغ های تو را دیگر عزیزم ازبرم

آن زمان بگذشت وقتی می نشستی بر سرم

گشته ام استاد و صد ها چون تویی را رهبرم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 10:2  توسط محمد گل صنملو  | 

فرار

به نام خدا

فرار

دل تنهای من در انتظار است

و آن راهی برای یک فرار است

اگر صاحب شود چابک سواری

به اسب سرکشی که بی سوار است

که  باید  گام ها با  باد  پیمود

ز زندانی که روحم بی قرار است

به وقت لحظه های سخت و دلگیر

که دل غمگین و دریا شوره زار است

ندارم شوق خواندن یا نوشتن

به چشمم زندگی مثل مزار است

در اینجا مرده ها با احترام اند

ز مردی که به دنیا پست و خوار است

دگر افسانه گشت آن رادمردی

که حال مردمان امروزه زار است

ولی ما خوانده ایم در اوج ظلمت

همیشه در جهان راه فرار است.

محمد گل صنملو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9:59  توسط محمد گل صنملو  | 

تبليغات فرهنگي نكته ها و شبهه ها

اگر ما از چراغ قرمز راهنمايي رد شويم ،اموال كسي را بدزديم يا خداي نكرده كسي را بكشيم،دقيقا مي دانيم كه جريمه اين اعمال را چه مرجعي تعيين مي كند:قانون كشور. و مي دانيم اگر قانون را رعايت نكنيم چه مقامي ما را مجازت خواهد كرد:دولت.آيا در كشور قانوني وجود دارد كه مقرراتي را در مورد تبليغات فرهنگي در جامعه وضع كند؟يا هيچ شعبه اي از دستگاه هاي دولتي هست كه مقرراتي را در مورد تبليغات فرهنگي به موقع به اجرا بگذارد؟مسلما نه!

 راستي تا كنون از خود پرسيده ايد كه چه تفاوتي بين تبليغات فرهنگي و تبليغات مواد غذايي مانند چيپس و پفك در كشور ما وجود دارد؟شايد  مسوولان صدا و سيما بهتر بتوانند به اين سئوال جواب بدهند چرا كه عمده اين تبليغات از طريق صدا و سيما درست  زماني كه مردم بيشتري  پاي گيرنده هاي تلويزيون نشسته اند،صورت مي گيرد و شايد جواب آنها اين باشد كه صدا و سيما هزينه كمتري را از تبليغات فرهنگي نسبت به ديگر تبليغات دريافت مي كند!

 در كشوري كه بيشتر جمعيت آن را نسل جوان تشكيل مي دهد ،جواناني كه براي كسب مدارج عالي از دانشگاههاي كشور با هم به رقابت پرداخته اند و حاضرند كه براي موفقيت در امتحانات ورودي كنكور و كارشناسي ارشد حتي پول كفش و لباس  خود را نيز هزينه كنند چه گناهي كرده اند كه بازيچه موسسات بي نام و نشاني قرار گيرند كه ادعاي كمك به آنها در ورود به موسسات عالي را دارند؟متاسفانه امروزه شاهديم كه صدا و سيماي كشور چگونه ناآگاهانه در تبليغات خود به كمك اين موسسات مي شتابد و جوانان كشور خصوصا شهرستاني ها كه توان حضور در كلاس هاي به اصطلاح تضميني  واقع در پايتخت را ندارند فريب تبليغات اين نوع موسسات كذايي را مي خورند .اين نوع تبليغات با تيترهاي اغوا كننده اي مانند:      

كتاب طلايي نوروز ويژه داوطلبان كارشناسي ارشد

كه قبل از نوروز 86 حداقل چندين باردر روز از طريق تلويزيون پخش مي شد و يا

كتاب آخر ويژه دو هفته مانده به امتحانات پيام نور  و عناوين ديگر براي كنكوري ها كه هرروز شاهد تبليغ آنها از طريق صدا و سيما هستيم با چه مطالعه اي صورت مي گيرد؟

قبل از نوروز 86 هر روز شاهد تبليغ كتاب طلايي نوروز ويژه داوطلبان كارشناسي ارشد بوديم كه با بوق و كرناي زيادي از طريق تلويزيون ملي انجام مي گرفت .در اين تبليغات نشاني هيچ موسسه و يا نامي از آموزشگاهي نبود و فقط به يك شماره تلفن بسنده مي شد.متاسفانه مسوولان صدا وسيما ندانسته آب به آسياب كساني مي ريزند كه حتي صدا و سيما را نيز ملعبه خود كرده اند.نگاهي به محتويات كتاب طلايي در رشته زبان و ادبيات انگليسي نشان مي دهد كه چگونه اين اشخاص با درج سئوالات امتحاني چهار سال گذشته كه با اقتباس از سي دي مجموعه سئوالات سازمان سنجش و آموزش كشور صورت گرفته است كه با قيمت حدود پنج هزار تومان در دسترس علاقه مندان قرار ميگرفت را به قيمت چهل هزار تومان به جوانان مظلوم اين كشور قالب كرده اندو صد البته هدف اين موسسات جوانان شهرستاني هستند كه به علت نداشتن امكانات شهرهاي بزرگ خود را به آب و آتش مي زنند تا به خيال خود روزنه اي را براي ورود به دانشگاههاي كشور پيدا كنند.سئوال اين است كه چرا صدا و سيما با آن همه ابهت خود بازيچه عده اي با فكر طلائي! شده است؟جهت اثبات اين مطلب صدا و سيما مي تواندكتاب طلايي نوروز سال گذشته را در رشته زبان و ادبيات انگليسي از طريق كارشناسان خود مورد بررسي قرار دهد و ان وقت خواهد ديد كه چگونه با تبليغات كاذب خود به جوانان اين كشور جفا نموده است.

فرق تبليغات فرهنگي با تبليغات چيپس و پفك در اين است كه تبليغات فرهنگي بايد با مطالعه كارشناسان و با آگاهي از محتويات آن صورت گيرد نه اينكه هر تبليغ فرهنگي از طريق تلويزيون ملي كشور صرفا به خاطر چندر غاز درآمد آن به خورد جواناني داده شود كه آينده و اميد اين مملكت هستند.جاي بسي تاسف است كه هر هفته نشريه پيك سنجش اسامي موسسات آموزشي بدون مجوز را اعلام ميكند كه بيشتر آنها در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري فعاليت مي كنند اما هيچ اركاني نيست كه به آنها رسيدگي كندو جالب اين است كه مسئوليت خطيري كه وزارت ارشاد در اين موارد دارد كاملا فراموش گرديده است. 

 اگر اين گونه تبليغات از طريق روزنامه هاي سراسري صورت بگيرد كه مي گيرد باز جاي خود دارد چرا كه شايد بسياري از آنها به اين نوع در آمدها نياز دارند اما مطمئنا اين نوع تبليغات از سوي صدا و سيما بايد و بدون استثنا با بررسي هاي كارشناسي صورت بگيرد تا اعتماد مردم به اين رسانه ملي خدشه دار نشودو جوانان كشور از طريق اعتماد به اين رسانه بازيچه اين نوع موسسات و اشخاص سودجو نشوند.

 پيشنهاد مي شود كه صدا و سيما در اين گونه موارد اول نمونه كتاب و يا جزوه مورد تبليغ را دريافت و آنرا در اختيار چند صاحب نظر در آن رشته قرار دهد و بعد از تائيد به تبليغ آن بپردازد چراكه متاسفانه در بيشتر اين موارد اين گونه تبليغات جز گمراه كردن جوانان اين مرز و بوم و ايجاد ياس و نااميدي در آنها حاصل ديگري ندارد و واقعا حيف است كه صدا وسيما با داشتن آن همه كارشناس خبره در همه زمينه ها بازيچه عده اي قرار بگيرد كه بعدا به ريش اين سازمان نيز بخندند!

 محمد گل صنملو

mgol42@yahoo.com

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9:54  توسط محمد گل صنملو  | 

شوق يادگيري در فصل داغ

همه ساله با اتمام امتحانات خرداد و آغاز فصل تابستان ،موضوع اوقات فراغت دانش آموزان به ميان مي آيد.گويي اينكه اوقات فراغت فقط مختص فصل تابستان است!كه با شروع تابستان در ذهن ها تداعي مي شود و با بدرقه آن از اذهان مردم زدوده مي شود.در حاليكه طرح اوقات فراغت دانش آموزان بايد به صورت يك طرح منسجم و ماندگار در آيد و همه ساله در ارتقاي كمي و كيفي آن تلاش مضاعفي بعمل آيد.يكي از راههاي گذران اوقات فراغت دانش آموزان شركت در كلاس هاي يادگيري زبانهاي خارجي خصوصا زبان انگليسي مي باشدكه همه ساله در فصل تابستان اين كلاسها بويژه در بخش خردسالان از تراكم زيادي برخوردار مي شوند .مسلما اين كلاسها بايد فرق اساسي با كلاسهاي رسمي مدارس داشته باشند و مدرسين اين نوع كلاسها از نظر روانشناسي مطلع باشند كه در چه فصلي از سال و در چه شرايطي به تعليم زبان هاي خارجي همت مي گمارند.از طرفي مسوولان آموزش و پرورش و ارگان هاي مربوطه نظارت دقيق و كافي بر اين كلاسها داشته باشندو خانواده ها نيز شرايط روحي و جسمي فرزندانشان را در اين فصل در نظر بگيرند و همانند روزهاي مدرسه با آنها رفتار نكنند.مهم ترين نكته اي كه بايد توجه كافي به آن مبذول گردد اگاهي بخشيدن به مديران اين موسسات به اين نكته ضروري است كه در اين كلاسها صرف نظر از جنبه هاي آموزشي بايد به مسائل روحي و جنبه هاي تفريحي كه دانش آموزان در اين فصل به آن نياز دارند عنايت بيشتري داشته باشند .در بخش خردسالان كار مشكل تر از از بخش هاي ديگر است چرا كه مدرسين در اين بخش بايد حوصله زيادي از خود نشان بدهند و تعداد شاگردان به هيچ وجه نبايد بيش از 25 نفر باشد.متاسفانه در بيشتر اوقات صاحبان اين موسسات بخاطر منافع مادي خود ، فراگيران اين كلاسها را بيش از اندازه پرتعداد مي كنند و عدم نظارت ارگانهاي مسوول موجب تخلفات بيش از حد آنها مي شود و وجود برخي از تفكرات غلط در بين مردم كه بچه ها هر چه ياد بگيرند غنيمت است و نبايد زياد مته به خشخاش گذاشت ،در بسياري از موارد زيانهاي غير قابل جبراني را به دانش آموزان ،خانواده ها و سيستم آموزشي كشور وارد مي آورد.بايد توجه داشت كه چون در اين كلاسها شالوده اساسي فراگيري زبانهاي خارجي در كودكان شكل مي گيرد بنابراين لازم است كه از وجود ماهرترين مدرسين زبان استفاده شود و از مواد كمك آموزشي مانند وسايل سمعي و بصري ،حروف مغناطيسي به تعداد كافي،پوستر هاي آموزشي جذاب،آهنگ هاي مناسب فراگيري زبانهاو…………… استفاده شده و حتما در پايان كلاسها پذيرايي مختصري از كودكان بعمل آيد.

 گر چه بيشتر زبانشناسان آغاز آموزش زبان در سن پايين تر را مصلحت مي دانندو معتقدند كه آموزش زبان در سنين پايين اين مزيت را دارد كه از مشكلات خودآگاهي و سراسيمگي كه از مظاهر دوران بلوغ است و در دوره راهنمايي و دبيرستان نمايان مي گردد ،جلوگيري مي كند.در عين حال نبايد از مسائل روانشناسي كودكان كه از سنين پايين تر شروع به يادگيري زبان مي كنند غافل بود.مدرسين و خانواده ها بايد توجه كنند كه استعداد يادگيري زبانهاي خارجي از كودكي به كودكي ديگر فرق مي كند.بعضي از كودكان استعداد فوق العاده اي در فراگيري زبانها دارند كه اصطلاحا مي گوييم كه آنها شم زباني دارند.عدم توجه به اين مورد از سوي خانواده ها و مدرسين باعث مي شود كه كودكان فشار همسالان (peer pressure)بيشتري را تحمل كنند.فشاري را كه كودكان حين يادگيري زبان از ناحيه همسالان دريافت مي دارند با آنچه بزرگسالان تجربه مي كنند كاملا فرق مي كند.كودكان معمولا براي اينكه با ديگران هماهنگي داشته باشند سخت زير فشار هستند .در قالب كلمات،افكار و اعمال به آنها گفته مي شود كه بهتر است “همانند ديگر كودكان “باشند.چنين فشاري از طرف همسالان زبان را هم در بر مي گيرد و لذا ممكن است كودكان فشار بيش از حدي هنگام  يادگيري زبان دوم به خود وارد آورند.در اين جاست كه خانواده ها بايد مراقب رواني كودكان خود باشند و مبادا با رفتارهاي نسنجيده خود و با مقايسه نمودن استعداد فراگيري فرزندان خود با كودكان ديگر فشار مضاعفي را بر آنها وارد نمايندكه متاسفانه در اين صورت كودكان از همان اول بجاي ابراز علاقه براي يادگيري زبان هاي خارجي دچار نوعي نفرت نسبت به فراگيري زبانها مي شوند و تا آخر عمر اين احساس نفرت براي هميشه با آنها مي ماند و در طول تحصيل خود به آموختن زبانهاي خارجي بي علاقه مي شوند.

 نكته مهم ديگر نقش نگرش ها در يادگيري زبانهاي خارجي است .نگرشهاي منفي مي تواند در مراحل يادگيري زبانها اثر منفي بگذارد.وقتي كودك به سن مدرسه مي رسد رفته رفته نگرشهايي نسبت به انواع مردم پيدا ميكند. اكثر اين نگرشها بوسيله والدين و بزرگسالان ديگر و همسالان آگاهانه يا ناآگاهانه ياد داده مي شود.ثابت شده است كه كسب نگرش هاي منفي نسبت به مردمي كه زبان دوم را صحبت مي كنند يا نسبت به خود زبان دوم ،در پيشرفت زبان آموزي اشخاص از سن مدرسه به بالا تاثير مي گذارد.براي مثال ديدن يك فيلم انگليسي به اتفاق خانواده و بدگويي در مورد مردم انگليسي زبان مي تواند نوعي نگرش منفي نسبت به زبان و مردم انگليسي زبان در كودكان بوجود آورد.مسئله ديگري كه روانشناسان در فراگيري زبان به آن تاكيد مي كنند نقش تكرار (repeatition)و تمرين(practice)مي باشد.والدين بايد سعي كنند كه بهمراه فرزندشان مطالب آموخته شده را با شور و شوق فراوان تكرار كنند چرا كه كودك با تكرار هاي مداوم زبان مادري خود را ياد مي گيردو همين كار بايد در يادگيري زبان دوم نيز انجام گيرد و اين طور نباشد كه رفتن به كلاسهاي زبان را صرفا نوعي گذران اوقات فراغت كودكان به حساب آوريم چرا كه در اين صورت هم سرمايه خود و هم استعداد زبان آموزي فرزندانمان را به بازي گرفته ايم.

 همه والدين وظيفه دارند كه به توانايي هاي كنش و توانش فرزندان خود در يادگيري زبانهاي خارجي توجه نمايند بعضي از كودكان توانش زباني خوبي دارند يعني هر آنچه كه در مورد زبان به آنها گفته شود مي آموزند اما كنش زباني ضعيفي دارند و نمي توانند در توليد واقعي زبان موفق باشند .در اين صورت والدين بايد متوجه باشند كه مبادا توانايي كودكان ديگر را به رخ كودك خود بكشند كه اين كار به احتمال نود در صد توانش زباني كودك را نيز خدشه دار خواهد كرد.والدين بايد تلاش نمايند كه تصوير مثبتي از كودك در مورد خود و ارتباط آن با يادگيري زبان در او بيافرينند.

 همه مدرسين و خانواده ها مي دانند كه كودكان در بسياري از موارد دچار لغزش هاي زباني (slip of tongue)مي شوند كه در اين صورت نبايد شروع به مسخره كردن آنها نمود يا زمينه ايجاد چنين رفتاري را در همسالان او بوجود آوردبلكه بايد با گشاده روئي خاصي به تكرار صحيح آن كلمه يا  جمله پرداخت تا كودك تلفظ درست آنرا ياد يگيرد و از اينجاست كه بسياري از زبانشناسان اعتقاد دارند كه تعليم زبان كودكان را نبايد به دست هر مدرسي سپرد بلكه بايد از مدرسيني استفاده كرد كه قابليت هاي لازم را داشته باشند كاري كه متاسفانه دقيقا در آموزشگاه هاي ما بر عكس صورت مي گيرد.

 بر اساس نظريه يادگيري پردازش (process) كودك خود  ذاتا صاحب يك دستگاه مشگل گشا(puzzle solving) است كه به كمك آن اطلاعات زباني دريافت شده را پردازش مي كند و مدرسين بايد سعي كنند كه اين دستگاه مشگل گشاي كودك را تقويت كنند و به عبارت ساده تر استعداد فراگيري كودك را كشف كرده و آنرا شكوفا سازند و تنها به انباشتن اطلاعات زباني در ذهن كودك اكتفا نكنند.

 شيوه هاي تدريس در كلاسهاي زبان در فصل تابستان بايد متنوع،سرگرم كننده و عاري از پرخاشگريهاي بيمورد باشد.امروزه روانشناسان اعتقاد دارند كه مدرسان و معلمان بايد سعي كنند در مرحله اول از كودكان ياد بگيرند و سپس به تعليم آنها همت گمارندچرا كه تدريس موفقيت آميز وقتي صورت مي گيرد كه مدرس عوامل موثر در يادگيري را بشناسدو به برخي از اين عوامل مانند ياد گيرند كيست،چه مي خواهد،قصد يادگيري چه چيزي را دارد،چه وقت مي آموزد،كجا و چرا مي آموزد و در نهايت با چه شيوه هايي بهتر مي آموزد توجه كافي داشته باشد.

 منابع:

 1)اصول يادگيري و تدريس زبان/اچ.داگلاس براون/ترجمه دكتر مجدالدين كيواني

 2)روانشناسي زبان/جين اچسون/ترجمه دكتر عبدالخليل حاجتي

 3)زبان و زبانشناسي/رابرت.ا.هال/ترجمه دكتر محمد رضا باطني

 4)مسوولان و اوقات فراغت دانش آموزان /نشريه نگاه /از همين قلم.

    5)Psychology for language teachers/ Williams &Burden.

ترجمه و تالیف :محمد گل صنملو

mgol42@yahoo.com.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9:51  توسط محمد گل صنملو  | 

شعری برای مولا

شعری برای مولا

در عالم خیالم یک بار مرده بودم

اعمال کبریایی با خود نبرده بودم

شرمنده پیش مولا با دست های خالی

دیدم گرفته در دست شعری که گفته بودم.

-----------------

خانه غم

امشب به دلم غبار غم باریده است

غم آمده و کنار من خوابیده است

گویم که مگر دلی چو من خانه تو است؟

خندد که تو را مادر من زائیده است!

---------------

چشم جماعت

گاهی دلم از غصه بسی تنگ می شود

دریای وجودم همه بی رنگ می شود

در چشم جماعت که ز اندوه خسته است

آواز قناری چه بد آهنگ می شود

-------------

رسوایی

یک شب به سرم هوای شیدایی زد

عقل آمد و با هوس به سودایی زد

سر مست از آن حال و از آن رویاها

افسوس در آخر که به رسوایی زد.

خوی:محمد گل صنملو

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:41  توسط محمد گل صنملو  | 

ورود ميهمان ناخوانده به مدرسه

در هفته اول مدرسه همزمان با شروع كلاسها ،ثبت نام نيز همچنان ادامه داشت.اعتراض همكاران به مدير مدرسه كه تعداد دانش آموزان كلاسهاي اول از 36 نفر نيز فراتر رفته و بيشتر آنها نيز تكرار پايه مي باشند در مواردي منجر  به امتناع مدير و معاونين از ثبت نام مي شد . اين كار موجب درگيري والدين دانش آموزان با مديريت مدرسه و مراجعه آنها به اداره آموزش و پرورش و سرانجام دستور كتبي يا شفاهي مسوولان اداره براي ثبت نام دانش آموزان تاخيري و خصوصا تكرار پايه ها با تاكيد بر اينكه حدود 4 ميليون دانش آموز مردودي سال گذشته در سطح كشور در دست آموزش و پرورش مانده است مي شد. از طرفي عدم تطبيق برنامه هاي دزسي همكاران و بروز ناهماهنگي در برنامه مدرسه و روز هاي تدريس آنها ،جابجائي بعضي از معلمان بدون اطلاع مديران مدارس از طرف اداره آموزش و پرورش ،موجي از نا آرامي در محيط مدرسه را بوجود آورده بود.در اين اوضاع و احوال شايعه استعفاي مدير مدرسه با يك سال سابقه مديريت ،به دفتر مدرسه شكل ديگري داده بود .در زنگ تفريح ساعت دوم ،بسياري از همكاران اصرار داشتند كه مدير از استعفاي خود صرف نظر كند چرا كه به نظر آنها فقط يك سال مديريت ارزش اين همه خون  دل خوردن را نداشت و بهتر بود كه مدير حداقل در كارنامه خود سابقه 2 سال مديريت را ثبت كند اما مدير كلافه شده ،در تصميم خود راسخ بود و رئيس اداره نيز بدون درنگ با كنار رفتن او موافقت كرده بود .شايد حق هم همين بود او كه وزير رفاه نبود تا جار و جنجال به پا شود و يا حداقل روزنامه ها براي يك هفته از آن سخن بگويند .فقط اين همكاران بودند كه از او حمايت مي كردند و از او مي خواستند كه موجب از هم گسيختگي بر نامه هاي مدرسه نشود .در همين گير و دار بود كه سر و صداي دانش آموزان همه را متوجه درب ورودي دبيرستان نمود .گاوي فربه با سرعت به سوي سالن كلاسها روانه بود .همه به اتفاق معاونين به سوي حياط مدرسه دويديم و گاو بيچاره كه با ديدن آن همه دانش آموز وحشت كرده بود و تنها مسير خلوت را ورودي سالن كلاسها مي ديد با ديدن ما تغيير مسير داد و به سوي دانش آموزان هجوم آورد .معا ونين كه با دست خالي قصد رويارويي با گاو را داشتند موفق به انجام كاري نشدند. گاو افسار گسيخته از اين گوشه  به آنسوي حياط مي گريخت و دانش آموزان هراسان به امن ترين مكان ممكن پناه مي بردند .در اين اثنا ،سه نفر چماق بدست كه صاحبان گاو بودند وارد مدرسه شده و به تعقيب آن پرداختند.جناب گاو كه اوضاع را خيط ديده بود به سوي باغچه كوچكي كه سرايدار مدرسه در گوشه اي از حياط براي كشت سبزيجات درست كرده بود و شامل چندين درخت نيز مي شد پناه برد .صاحبان گاو كه قصد آرام كردن او را داشتند چوب به دست به او نزديك شدند كه گاو هراسان با يك پرش ديدني ضربه محكمي به شكم يكي از آنها زد و تازه مي خواست اداي گاوهاي اسپانيايي را درآورد كه با اصابت سنگ نسبتا بزرگي از طرف يكي از دانش آموزان  درست به وسط پيشاني اش،وادار به عقب نشيني شد. بلافاصله انبوه سنگ به سوي گاو بيچاره  باريدن گرفت.دانش آموزان سنگ ريزه هاي شن و ماسه اي را كه براي تعمير آزمايشگاه به مدرسه آورده بودند را به سوي گاو پرتاب مي كردند. حيوان سر درگم  كه احتمالا از خانواده  مشتاق علم مزرعه حيوانات اثر جورج اورول بود عاقبت از خير ورود به سالن كلاسها گذشت و تسليم گرديد تا به جاي واقعي خود برده شود .آن روز بچه ها اصلا علاقه اي به ترك مدرسه نداشتند در حاليكه با به صدا در آمدن زنگ آخر مدرسه،دانش آموزان با سرعت از كلاسها بيرون مي آيند و بر يكديگر در بيرون رفتن از مدرسه سبقت مي گيرند!

 با ديدن اين واقعه، سئوال همه همكاران اين بود كه در مواقع اضطراري امنيت مدرسه چگونه بايد تامين شود و مسوولان براي چنين روزهايي چه تدابيري انديشيده اند .هر چند كه شايد چنين اتفاقي در مدارس پايتخت غير ممكن باشد اما مسلما هر مكاني مشكلات مخصوص به خود را دارد.آن روز كه آن مدرسه آتش گرفت و كاري از دست هيچ كس بر نيامد و روزي كه سقف مدرسه اي فرو ريخت و موجب زخمي شدن عده اي معلم و دانش آموز شد و امروز كه حيوان زبان بسته اي محيط آموزشي را به هم ريخت اگر اتفاقي مي افتاد چه كسي جوابگو مي شد؟ آيا وقت آن نرسيده است كه كاري اساسي براي امنيت مدارس صورت گيرد؟

 محمد گل صنملو

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:33  توسط محمد گل صنملو  | 

رقصيدن خوب ، خوب رقصيدن چرا؟

حكايت است كه روزي پادشهي به همراه ملازمان خود ظاهرا براي رسيدگي به امور مردم و باطنا جهت خوشگذراني از قصر خارج شد و بعد از ساعتها گشت و گذار و به دنبال شكار دويدن ها ،شب هنگام قصد بازگشت به سوي قصر نمود ككن چون دير وقت بود سر راه خود در آبادي كوچكي اتراق نمود و چون خستگي از تن به در نمود بجاي راز و نياز با خدا ،آتش هوا و هوس در وجودش شعله كشيد و از چاكران درباري خواست زيباترين زن آبادي را به حضورش آورند تا براي شاه و نوكرانش مايه شادي و نشاط گردد.قرعه فال به نام دهقان جوان بيچاره اي افتاد كه زن بسيار زيبا روئي داشت و چون زن و شوهر ناآگاه از قصد شاه به خدمت او حضور يافتند شاه دهقان را خلعتي بخشيد و از او خواست تا به همسرش اجازه دهد مجلس آنها را با رقص خود منور كند.دهقانبيچاره هر چه اصرار كرد كه همسرش را با رقص آشنائي نيست و هر چه التماس كرد كه شاه آبروي او را در نظر بگيرد و از اين خواسته خود صرف نظر كند توفيقي به دست نياورد و لاجرم رو به همسرش كرد و از او خواست كه براي حفظ جانشان با بي ميلي لحظه اي دور شاه بچرخد و نشان دهد كه رقصيدن بلد نيست.زن اندكي رقصيد و اما چون شكوه و عظمت شاه را ديد عنان اختيار از دست داد و چنان رقصيد كه شاه و اطرافيان را به دل نشست.پادشاه انعام فراوان نثار او نمود سپس برخاست و سيلي محكمي به روي دهقان بيچاره زد و از اينكه به شاه دروغ گفته بود او را سرزنش ها نمود.بعد از رفتن شاه از آبادي دهقان دلشكسته شمشير بر گردن همسر نهاد و گفت :

رقصيدن خوب

خوب رقصيدن چرا؟

و سر از تن او جدا كرد سپس دست نفرين به آسمان برداشت و از خدايش سختترين مجازات را براي شاه ظالم طلب نمود.هنوز يك سالي نگذشته بود كه شورشي در كشور به پا شد و شاه را زنده زنده سوزاندند.

فروردين همين سال بود كه كارت عروسي يكي از دوستان به دستمان رسيد و از شعر زيباي نوشته شده بر روي كارت بينهايت لذت برديم.مراسم عقد و عروسي مفصلي گرفتند و پانزده روز براي تفريح به دبي رفتند .بيشتر دوستان و همكاران به روزهاي شيرين و دلچسب او غبطه مي خوردند تا اينكه هفته گذشته خبر جدائي آنها مثل بمب در همه جا پيچيد و همه ما را متعجب كرد.سئوال اكثر دوستان اين بود چه چيزي زندگي شيرين آنها را به هم زده بود تا اينكه پرده از راز حدايي آنها برداشته شد و چنين اعلام گرديد كه گويا زمين و آسمان بر زندگي آنها رشگ برده بود و روز هاي زيباي آنها را به شام سياه تبديل كرده بود.

 حكايت اين بود كه اخيرا در سي دي يكي از مراسم عروسي خانواده اي كه تقريبا به يك شوي تمام عيار تبديل شده بود در سطح شهر پخش گرديده بود.در نگاه اول اين مراسم بيشتر شبيه سي دي هاي خارجي وانمود ميشد اما با كمي دقت مي شد تشخيص داد كه يك شاهكار خودماني است و همسر اين دوست نگون بخت نيز در ميان اين هنرمندان بي خبر از همه ديده مي شد.جالب اين بود كه ايشان هرگز شكايت نم كردند كه چرا همسرش بدون اجازه او در آن مراسم حضور يافته است بلكه سئوال در دادگاه اين بود :

 شيك پوشيدن خوب

جلف پوشيدن چرا ؟

 ديروز آخرين جلسه دادگاه آنها بود كه متاسفانه منجر به جدائي شد.ديشب تا صبح نخوابيدم .مرتبا سيگار مي كشيدم و لحظه اي چهره غمزده آن دوست از مقابل چشمانم دور نمي شد و از خود مي پرسيدم چرا اين همه حكايت ها،داستانها درس عبرتي براي ما نمي شود. چرا عده اي آلت دست طراحان لباس شده اند و آنچنان خود را باخته اند كه حاضرند براي گرمي بازار عده اي از خدا بي خبر زندگي خود را نيز فدا مي كنند.

 خوي: محمد گل صنملو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 0:25  توسط محمد گل صنملو  | 

افت تحصیلی

مقدمه

 

 افزايش افت تحصيلي در سالهاي اخير خصوصا در پايه اول دبيرستان بلاخره وزارت آموزش و پرورش را مجبور به ارائه واكنش در اين مورد نمودو وزير آموزش و پرورش صراحتا اعلام نمود:

 “در مقطع متوسطه ،دانش آموزان سال اول بيشترين تعداد مردودي ها را دارند و بر همين اساس كلاس هاي ويژه اي قبل از امتحانات براي اين افراد در نظر گرفته شده است و با اين برنامه ،ريزش تحصيلي در اين دوره كاهش مي يابد.“

 تاكيد وزير بر افت تحصيلي در اين پايه و ارائه راهكارها براي به حداقل رساندن مشكلات آموزشي در اين مقطع نشان از اهميت پايه اول دبيرستان دربين تمام مقاطع آموزشي را دارد و نگاه عالمانه مقامات عالي رتبه وزارت و تاكيد كارشناسان آموزشي كشور نشانگر اين نكته است كه احتمالا در روند مراحل آموزشي سال اول دبيرستان بايد تحولات اساسي صورت گيرد.اين تحقيق سعي دارد چالش هاي اساسي مسائل آموزشي را كه دانش آموزان در اين مقطع حساس تحصيل خود با آن مواجه هستند را از زواياي مختلف مورد بررسي قرار دهد.

 آموزش و پرورش و تحولات دنياي كنوني :

 تحولات اجتماعي در جهان كنوني با آهنگ سريع خود تمام زمينه هاي زندگي را در نورديده و جهت ادامه حيات واقعي انسانها و جوامع ،الگوهاي نو مي طلبد.در اين ميان آموزش و پرورش يكي از برجسته ترين نهادهايي است كه از اين تحولات دستخوش تغييرات عظيمي شده و در عين حال خود به عنوان عامل مهمي در تغييرات اجتماعي محسوب مي شود.بنابراين آموزش و پرورش در دنياي امروز در صورتي مي تواند با تغييرات و تحولات سريع اجتماعي همگام شود كه بتواند جوانان را به طريق معقول براي زندگي در دنياي تازه آماده سازد و راههاي صحيح ارضاي نيازهاي مختلف آنها را رهنمون باشد.از اين رو آموزش و پرورش و بدنبال آن اموزش عالي و كلا نظام آموزشي در قرن بيست و يكم ركن اصلي ترقي و پيشرفت جوامع بوده و هر گونه سهل انگاري در آن موجب سقوط جوانان و در نهايت سقوط جوامع خواهد بود و متاسفانه افت تحصيلي مي تواند يكي از اركان اساسي اين نوع سقوط ها به حساب آيد.

 نظام هاي آموزشي صحيح بعد از جنگ جهاني دوم.

 بعد از جنگ جهاني دوم در سايه نظام صحيح آموزشي بود كه آلماني ها توانستند اقتصاد نابسامان خود را ترميم كنند و يا ترقي روز افزون جوامع پيشرفته صنعتي مثل ژاپن را نمي توان بدون توجه به نظام آموزشي آنها تفسير و توجيه نمود.در مقابل كشورهاي پيشرفته ،متاسفانه در بيشتر كشورهاي توسعه نيافته ،سيستم آموزشي همراه با ساير شئون اجتماعي ،اقتصادي اين كشورها به دلايل مختلف سياسي از جمله وابستگي دولتها به بيگانگان و يا انحصاري بودن قدرت در يد گروه يا قشر خاصي ،اين سيستم نمي تواند نقش پوياي خود را ايفا نمايد و در نتيجه نه تنها نمي تواند كارگرد مثبتي داشته باشد بلكه در بسياري موارد موجب به هدر رفتن نيروهاي انساني و مالي ميگردد كه يكي از آنها افت تحصيلي است و متاسفانه بيشتر كشورهاي عقب نگهداشته شده،كم و بيشتر گريبانگير آنها هستند.البته افت تحصيلي در اين كشورها و بيشتر كشورهاي پيشرفته نيز مي تواند معاني زيادي بخود بگيرد و از جنبه هاي متعدد مورد بررسي قرار گيرد.براي مثال چند نمونه از تعاريف افت تحصيلي را در اينجا مي آوريم:

 تعاريف افت تحصيلي:

 عده اي از محققين افت تحصيلي را عقب افتادگي  افراد واجب التعليم هر مقطع تحصيلي در نظر مي گيرند به نحوي كه اگر از كل افراد واجب التعليم جامعه آماري افراد مدرسه رو همان گروه سني را كسر نمائيم افت تحصيلي بدست مي آيد.اما گاهي منظور از افت تحصيلي را ترك تحصيل دانش آموزان چه بطور موقت و چه بطور دائم در نظر مي گيرند و ميزان آنرا بدست مي آورند كه اين قسمت نيز رابطه تنگاتنگي با نظر اولي دارد.ديدگاه سومي كه در اين ميان وجود دارد اين استكه دانش آموزان مردود هر مقطع نسبت به كل آن مقطع را افت تحصيلي قلمداد نمائيم.از اين ديدگاه دانش آموزاني كه به هر علتي از اهداف تعيين شده آموزشي كه در راس آنها ارتقا كلاس و طي مدارج تحصيلي است دور بمانند به پسرفت تحصيلي مبتلا شده اند.بعبارت ديگر مي توان تكرار پايه هاي تحصيلي را در هر مقطع تحصيلي ،افت تحصيلي به حساب آورد.اين عامل يعني افت تحصيلي باعث مي شود كه ضايعات زيادي به دانش آموزان و دانشجويان و بلاخره به جامعه وارد شود.ضايعاتي كه هم جنبه شخصي و هم جنبه اجتماعي دارنداز نظر شخصي دانش آموزان و دانشجويان ،وقت و سرمايه خود را از دست مي دهندو از  نظر اجتماعي قسمت زيادي از امكانات و سرمايه جامعه تلف مي شود .طبيعي است كه از ميان برداشتن هر چه بيشتر و سريعتر افت تحصيلي ممكن نخواهد بود مگر با شناخت صحيح و دقيق عوامل موثر در آن.

 بعضي از عوامل موثر در افت تحصيلي:

 1)عوامل آموزشي،از كودكستان تا مراحل پايان متوسطه:

 -  فضاي فيزيكي آموزشي

 - تجهيزات آموزشي

 - علم و نقش آن

 - تخصص

 - تجربه

 - علاقه به كار

 - بومي و يا غير بومي بودن

 - دوره كارآموزي معلمان

 - دوره كارآموزي دانش آموزان

 - مواد درسي و امتحاني

 - ضعف و كمبودها در برنامه ريزي ها

 -         ضعف و كمبودها در روش ها و خط مشي هاي اجرائي

 - عدم شايستگي و آزمودگي كادر آموزشي در بعضي از موارد

 - كمبود وسايل و نارسايي ها در محيط كار

 - نابرابري در توزيع امكانات آموزشي كه بيشتر ناشي از تمركز امكانات در شهرهاي بزرگ است.

 - تئوري بودن دروس

 - عدم آموزشهاي عملي و كاربردي

 - وجود آموزش و پرورش وابسته در بيشتر كشورهاي عقب نگه داشته شده يا توسعه نيافته

 -         نبودن برنامه هاي مناسب جهت استفاده از اوقات فراغت دانش آموزان

 -ناتواني مديران در مديريت

 -         ناكارآمد بودن نظام آموزشي

 غربالگري دانش آموزان و …………

 غربالگري دانش آموزان:

 وقتي مدارسمان را به مدارس استعدادهاي درخشان ،نمونه ،غير انتفاعي و غيره تقسيم مي كنيم و بهترين امكانات را در اختيار تعداد محدودي از دانش آموزان قرار مي دهيم هرچند كه به علت استعداد آنها حتي اين امكانات نيز براي آنها كم است با اين همه بايد توجه داشته باشيم در بسياري از مدارس ديگر دانش آموزان از كمترين امكانات آموزشي استفاده مي كنند آيا با وجود اين بيعدالتي ها  مي توانيم مانع افت تحصيلي در اموزش  شويم؟ متاسفانه بعضي از عادت هاي كاملا غلط موجود در نظام آموزشي كشور بر مسائلي چون افت تحصيلي دامن مي زنند چرا ما بايد بهترين معلمان را  هميشه در بهترين مدارس حبس كنيم درحاليكه عدالت اين است كه دانش آموزان ديگر نيز بايد از سطح علمي آنها استفاده كنند و به چه جرمي تعدادي از معلمان بايد مجبور باشند كه هميشه در مدارس به اصطلاح ضعيف ! خدمت نمايند. چرا بجاي آنكه با توجه به سطح علمي معلمان كه بايد همه ساله از طريق آزمونهاي آموزش و پرورش بعمل آيد و بايد  بر اساس نتيجه آنها مدارس را تقسيم بندي كرد به مديران اجازه داده ايم كه دوازده ساعت را به معلمي بدهند كه با مديريت مدرسه سازگار است . متاسفانه در بعضي مواقع ،دبيري براي اين كه در پيش مدير محبوبيتي داشته باشد و مدير نيز حداقل 12 ساعت ماده درسي را به او بدهد ،از حيطه عدالت خارج شده و با ارفاق بيش از حد نمره مي دهد و آيا اين كارها كمك به تشديد نمودن افت تحصيلي در كشور نيست؟و به خاطر همين مسائل است كه تعدادي از متخصصين آموزشي اعتقاد دارند در آموزش پرورش بسياري از دشوايها از شكل و نحوه مديريت ناشي مي شود نه از نحوه تدريس و يا عملكرد معلمان.

 ضعف و كمبودها در برنامه ريزي ها:

 از طرف ديگر آنچه مهم مي نمايد قابليت اجرايي اهداف و

امكانات آموزش و پرورش براي دسترسي به ايده آلهاي مطرح

شده در برنامه ريزي هاست.برنامه ريزي هاي آموزش و پرورش

بايد به شيوه اي باشد كه اگر تهيه كنندكان خود مجري طرح ها

باشند به آساني بتوانند آنچه را كه بعنوان طرح و برنامه مطرح

كرده اند عمل كنند و هدف هاي منظور را به صورت سودبخش و با بازدهي كافي تحقق بخشند .بلند پروازي ها در تهيه طرح هاي آموزشي و تنها به آرمانها انديشيدن ،برنامه ها را از واقعيت ها دور مي كند و يكي از علل ايجاد فاصله بين طرحها و اقدامات اجرايي است.بنابراين در برنامه ريزي ها به قابليت اجراي خط مشي ها و اصول و دستورالعمل ها بايد توجه داشت چرا كه شكست اين برنامه ريزي ها اثرات بسيار فاحشي بجا مي گذارد كه يكي از آنها افت تحصيلي است.

  2) عوامل فردي موثر در افت تحصيلي.

 -         هوش و استعداد

 -         سلامت جسمي و روحي

 -         ميزان مطالعه و درك مطلب

 -         علا قه به تحصيل

 -         امكانات شخصي براي تحصيل

 -بازيگوشي و انجام ندادن تكاليف درسي

 -         غيبت هاي غير موجه

          فرارهاي متوالي و ………..

 3)عوامل خانوادگي

 -         ميزان تحصيلات والدين

 -         تعداد افراد خانواده

 -          تحصيلات افراد خانواده

 -         اقتصاد خانواده

 -         موقعيت اجتماعي خانواده

 -         تشويق و كمك خانواده

 -         همكاري اعضاي خانواده با مدرسه

 -         فرهنگ خانواده

-          -         دوري و نزديكي به خانواده

 -         تبعيض بين فرزندان

 -         وجود نامادري يا ناپدري در خانواده

 -         ارعاب دانش آموزان بجاي تشويق

 -         وجود مشاجرات و اختلافات در خانواده و ……

 ‏فرهنگ خانواده ها:

 متاسفانه وجود بعضي از عادات اجتماعي در بين خانواده ها كه تقريبا به فرهنگ خانواده ها تبديل شده است در افت تحصيلي دانش آموزان تاثير زيادي دارد.براي مثال همه خانواده ها مي دانند كه ماههاي خرداد و تير براي دانش آموزان و دانشجويان اهميت ويژه اي دارد چرا اين ماهها موقع امتحانات آنهاست اما بيشتر والدين بدون توجه به اهميت اين مطلب ،هيچ فرقي بين اين ماه ها و روزهاي ديگر نمي گذارند و در بيشتر اين خانواده ها ،اعضاي خانواده بدون توجه به موقعيت فرزندان خود مثل هميشه روزانه چندين ساعت مشغول تماشاي برنامه هاي تلويزيون مي شوند و در بعضي از خانواده ها اين جعبه جادويي از بام تا شام روشن است حتي بدون اينكه بيننده واقعي  داشته باشد و سر و صداي ايجاد شده اعصاب دانش آموزان را بهم مي ريزد و اين وظيفه صدا وسيما و متوليان فرهنگ جامعه است كه با آگاهي والدين ،اقدامات لازم را براي بستر سازي فرهنگ مناسب براي زمانهاي ضروري فراهم نمايند.

 4)عوامل اجتماعي

 -وجود فرق و بي عدالتي در جامعه بالعكس

 -         وجود دوستان ناباب ( گر چه اين عامل چندان قابل اندازه گيري نيست.)

 -نحوه گذراندن اوقات فراغت

 -تضمين يا عدم تضمين آينده از نظر شغلي

 -         عدم ثبات سياسي در كشورها

 -         وجود جنگ ها در كشورها

 -         وجود بزهكاري ها

 -         افت ارزش علم در جامعه

 -وجود فارغ التحصيلان بيكار در جامعه و ………

 5)عوامل محيطي

 -         سرما و گرما

 -   امكانات محيطي ،مثلا كشاورزي بودن منطقه و نوع اشتغالي كه محيط به افراد تحميل مي كند و …….

 عوامل فوق تنها نمونه اي از عللي هستند كه در افت تحصيلي مي توانند موثر باشند و چه بسيار مسائلي كه شرح و ذكر هر يك از آنها مستلزم كتابي جداگانه است.

 بايد تصور كرد در مناطقي كه وسايل آموزشي در مدارس متوسطه تنها منحصر به گچ و تخته و احيانا يك نقشه جغرافيايي است نبايد انتظار تحول شگرفي را داشت زيرا اين

 آموزشگاه هاي مرده و بيروح ،استعداد شاگرد را خفه مي كند و او را از هر گونه خلاقيت محروم ساخته و هيچ گونه استعدادي را در او شكوفا نمي سازد علاوه بر اين موجبات سستي شاگرد و ناتواني و عدم ابتكار و خلاقيت دانش آموز و معلم را فراهم مي

 سازد.                                                                         اين مسئله در روستا هاي دور افتاده بيداد مي كند.هستنددهاتي كه دانش آموزان بعلت نبودن مدرسه جايي براي نشستن بعنوان كلاس ندارند.صرف نظر از اين مسئله و

 بلاخره سوختن و ساختن با اين امكانات كم، آنچه واقعا جامعه را بسوي افت تحصيلي و كلا بسوي بيسوادي سوق مي دهد مسئله وجود فارغ التحصيلان بيكار مي باشد. وقتي مردم به سيل جمعيت كه اكثرا دانش آموختگان دانشگاه ها و ديپلمه هاي بيكار مي باشند نگاه مي كنند كه بدون آنكه حرفه و تجربه اي آموخته باشند و يا معلومات كافي اخذ كرده باشند در جامعه سرگردان مانده اند و پس از چند سال بلا تكليفي و بيكاري مايوس و سرخورده به كاري مي پردازند كه اصولا براي آن هيچ گونه آمادگي قبلي ندارند از تحصيل منصرف مي شوند . در حال حاضر در جامعه ما بعلت وجود بيكاري پنهان و مزمن و وجود تحصيلكرده هاي بيكار كه عاري از مهارت هاي علمي و فاقد آموزش هاي عملي هستند بيشتر خانواده ها خصوصا در روستاها از فرستادن فرزندان خود به مدارس امتناع مي ورزند زيرا آنها فكر مي كنند فرزندانشان  پس از دوازده سال تحصيل بيكار و سرگردان خواهند شد پس چه بهتر كه از حالا براي خود فكري كنند و بجاي رفتن به مدرسه بدنبال شغلي بروند كه آينده آنها را از هر لحاظ تضمين كند اين مسئله اي است كه معلمان تربيت معلم بهتر و بيشتر از آن آگاهي دارند.

 مسئله مردودي ها

 معضل ديگر مسئله مردودي ها مي باشد . بر اساس پژوهش هاي موجود ،چهل درصد دانش آموزاني كه يك بار مردود مي شوند و حدود هشتاد درصد دانش آموزاني كه دو بار مردود مي شوند ،ترك تحصيل مي كنند .بايد اذعان كرد در كشور ما يكي از عوامل اصلي ترك تحصيل ،مردودي ها م باشند كه نقش بسيار زيادي در افت تحصيلي ديگر دانش آموزان دارند.دانش آموزاني كه ترك تحصيل ميكنند ،معمولا با حداقل مساعدت و يا اتخاذ راهكارهاي مداخله اي از قبيل آموزش هاي اضافي ،مساعدت دانش آموزان ديگر در كلاس و مدرسه در نظام آموزشي باقي مي مانند اما متاسفانه اين باقي ماندن آنها گر چه از يك طرف به نفع نظام آموزشي كشور است ولي از طرف ديگر موجب بسياري از تنش هاي آموزشي در مدرسه و مابين دانش آموزان مي شود كه متاسفانه حتي گاهي اوقات در افت تحصيلي دانش آموزان تاثير مثبت دارد. استدلال طرفداران مردودي ،بر اين اساس استوار است كه دانش آموزان در سال دوم(تكرار پايه)از معلومات و دانش كافي براي سال بعد برخوردار خواهند شد .اما نه تنها هيچ پژوهش و نظريه علمي اين موضوع را تائيد نكرده است بلكه در بيشتر مواقع متاسفانه همين مردودي ها روحيه تلاش و كوشش در كلاس را خفه مي كنند و نوعي افسردگي در بين دانش آموزان را باعث مي شوند.

 آمار و ارقام

 در مورد خسارتهاي اقتصادي ناشي از پديده شكست تحصيلي ،نكات تاسف انگيزي وجود دارد كه بايد در مورد آن به چاره جويي پرداخت.اين هزينه هاي سنگين ،عليرغم بهبودي است كه در چند سال اخير در روند قبولي دانش آموزان به وقوع پيوسته است.بر اساس آخرين آمار ،مجموعه هزينه هاي تحميل شده بر دولت ناشي از ترك تحصيل 4/126 ميليارد تومان در سال 1384 و حدود 169 ميليارد تومان هزينه ناشي از تكرار پايه در همين سال بوده است كه در مجموع 4/295 ميليارد تومان مي باشد. از سوي ديگر هزينه هاي تحميل شده بر خانواده ها ناشي از شكست تحصيلي فرزندانشان در سال 1383 به حدود 111 ميليارد تومان در دوره آموزش عمومي مي رسد و به  اين ترتيب مجموع هزينه هاي بر آورد شده ناشي از شكست تحصيلي بر دولت و خانواده ها حدود 2335 ميليارد تومان در بين سالهاي 1370 تا 1383 بوده است. عليرغم تلاشهايي كه در جهت بهبود كتاب هاي درسي،ارتقاي كيفيت تدريس ،آموزش هاي ضمن خدمت و بهبود روشهاي ارتقاي دانش آموزان صورت گرفته ،هنوز هزينه هاي اقتصادي زيادي گذشته از هزينه هاي عمر و فرصت از دست رفته بر دانش آموزان و جامعه تحميل مي كند.

 از سوي ديگر 67 در صد از نوجواناني كه ترك تحصيل كرده اند به طرف بزهكاري گرايش پيدا مي كنند نكته قابل تامل در مورد اين دانش آموزان اين است كه آيا عدالت آموزشي در مورد آنها رعايت شده است آيا آنها براستي توانايي ادامه تحصيل را نداشته اند و يا اينكه قرباني يك نظام آموزشي ناكارامد شده اند؟آيا مسئولان آموزشي مي دانند كه در فلان مدرسه غير انتفاعي پايتخت دانش آموزي براي سال اول دبيرستان بيش از دو ميليون تومان مي پردازد تا از امكانات آن مدرسه استفاده كند در حاليكه در بسياري از استانهاي كشور هزاران مدرسه حاشيه اي داريم كه از حداقل امكانات برخودارند و در اين نوع مدارس افت تحصيلي بيداد مي كند.

 ضعف مديريت

 عامل ديگري كه شايد بزرگترين مانع توسعه آموزشي و يكي از علل افت تحصيلي در مدارس كشور خصوصا در پايه اول دبيرستان ها مي باشد ضعف مديريت مديران ماست.متاسفانه بعضي از مديران نشاط و شادماني فضاي مدارس را از بين مي برند و با رفتارهاي نسنجيده خود دانش آموزان را از مدرسه و آموزش گريزان مي كنند.آموزش و پرورش بايد مديران لايق و قدرتمندي داشته باشند كه با راهكارهاي خود ،موجب جذب كودكان خارج از مدرسه ،كودكان استثنائي و ساير اقشار آسيب پذير بويژه در مناطق محروم شوند و مديريت آموزش و پرورش بايد مديريتي پاسخگو،مشاركت آميز و مسووليت پذير باشد.صدماتي را كه مديريت تغيير حتي در سطح وزارت به آموزش و پرورش كشور زده است را نمي توان در افت تحصيلي دانش آموزان اين كشور بي تاثير دانست.متاسفانه تغيير وزير باعث مي شود كه كل مديريت آموزشي دچار تغير و تحوالاتي شود كه در بيشتر مواقع تيشه به ريشه آموزش و پرورش مي زندبا تغيير يك مدير كل حتي مديران دورافتاده ترين مدارس روستاها تغيير پيدا مي كنند و دود اين تغييرات نابجا به چشم دانش آموزان فقيري مي رود كه در قالب افت تحصيلي مظلومانه آنرا تحمل مي كنند.

 چه بايد كرد؟

 متخصصان مسائل آموزشي ،كشورها را به 3 دسته تقسيم مي كنند:

 -         كشورهايي كه در آنها مسائل آموزشي كاملا جا افتاده است.

 -    كشورهايي كه از شيوه هاي آموزشي كشورهاي مدعي پيشرفت در امور آموزش ،پيروي يا الگوگيري مي كنند.

 - كشورهايي كه در آنها مساله اموزش همانند مسائل ديگر در حال نوسان است و از يك الگوي مشخصي پيروي نمي كند.

 به نظر مي رسد براي حل مساله افت تحصيلي و يا براي به حداقل رساندن آن مي توان موارد زير را بكار گرفت و در چند نيمسال تحصيلي نتايج آن را مشاهده نمود.

 1) از تجربيات ممالكي كه بيش از ما در اين مورد كار كرده اند استفاده نمود و به دقت مسائل آموزشي آنها را مورد پيگيري و بررسي قرار داد.

 2) مسائل مربوط به آموزش را به متخصصان تعليم و تربيت محول كرد چرا كه تجربه ثابت كرده است كه هر وقت سياستمداران بجاي متخصصان تعليم و تربيت در مسائل آموزشي تصميم گرفته اند معمولا مسائل آموزشي را خرابتر كرده و يا به بن بست كشانده اند.

 3) با استفاده از نابغه ترين روانشناسان كشور فضاي آموزشي كشور را به فضايي كاملا بانشاط و پرتكاپو تبديل نمود.

 4)در تصميم گيريهاي آموزشي به نظرات فرهنگيان ارج و بها دادو اين ارج نهادن را به صورت عملي در جامعه پياده نمود.

 5) با افزودن آگاهي هاي معلمان و مديران ،شيوه هاي صحيح برخورد با دانش آموزان را به آنها تفهيم كرد.

 6) به وضعيت معاش معلمان و كادر آموزشي كشور رسيدگي وافر نمود.

 7) به وضعيت روحي و جسمي دانش آموزان خصوصا دانش آموزان بي بضاعت رسيدگي نمود.

 8) اردوهاي دانش آموزي را تقويت كرد و با اين كار روحيه با هم زيستن در دانش آموزان را بهبود بخشيد تا علاقه به مدرسه و تحصيل در آنها زيادتر گردد.

  9) با آگاه كردن دانش آموزان و والدين آنها آسيبهاي اجتماعي در مدارس را كه تاثير بسيار زيادي در افت تحصيلي دانش آموزان دارد را كنترل نمود و يا به حداقل رساند.

 10) خانواده ها براي فرزندانشان وقت بگذارند و در ارتقاي سطح زندگي آنها تلاش كنند.

 11) والدين سعي كنند كه خانه و فضاي پيرامون آن را مطبوع و شاداب نگه دارند تا فرزندان با آرامش خاطر به مطالعه بپردازند.

 12) خانواده ها ،فرزندان خود را به اميد مدرسه و مسوولان مدرسه رها نكنند و هميشه با عوامل اجرايي مدرسه در تماس باشند.

 13) والدين به فرزندان خود به طور مرتب پول توجيبي بدهند و در اين كار افراط و تفريط نكنند چرا كه سرگرمي هاي  زياد دانش آموزان در خارج از خانه مي تواند منجر به افت تحصيلي آنها شود.

 14) براي علاقه مند كردن دانش آموزان به مطالعه ،خود والدين نيز مطالعه كنند.

 15) از خشونت هاي فيزيكي و لفظي در مورد دانش آموزان امتناع شود و موارد تربيتي به صورت غير مستقيم با آنها در ميان بگذارند.در بيشتر مواقع خشونت منجر به فرار از مدرسه و يا افت تحصيلي شود.

 16) والدين سعي كنند گاهي بطور پنهاني ،رفت و برگشت دانش آموزان را كنترل كنند.

 17) والدين اگر مي خواهند مورد پذيرش قرار بگيرند سعي كنندفرزندانشان را درك كنند.

 18) ميزان سرانه هاي دانش آموزي در دوره هاي مختلف تحصيلي ناعادلانه است و بايد در آن بازنگري شود.براي مثال ميزان سرانه هاي دانش آموزي دوره راهنمايي،پايه هاي متوسطه و دوره ابتدايي را به ترتيب هزار و 500 ،حدود 3 هزار و زير هزار تومان ،در حاليكه سرانه هر دانش آموز در استعدادهاي درخشان 26800 تومان است.

 نكته مهم ديگر كه در كاهش افت تحصيلي مي تواند نقش تعيين كننده اي ايفا كند بودجه آموزش و پرورش است.در اقتصاد آموزش و پرورش مساله تعادل بين هزينه هاي آموزشي و هزينه هاي مربوط به ديگر فعاليت هاي اجتماعي بحث مهم و قابل ملاحظه اي استكه از نظر اقتصادي و از لحاظ موازنه بين مصرف و بازده تا چه ميزان از بودجه عمومي را به آموزش و پرورش مي توان اختصاص داد؟و تا چه حد مي توان پيش رفت؟با اين وصف در اكثر نظامهاي اقتصادي جهان امروز سهم آموزش و پرورش را از توليد ناخالص ملي و از بودجه دولت و ديگر منابع محلي مرتبا اضافه مي كنند و افزايش بودجه سالانه قابل ملاحظه است.اما هنوز تنگناهاي ناشي از كمبود منابع مالي وجود دارند و ضعف بودجه مساله عمومي است زيرا روند افزايش هزينه ها بيشتر و سريع تر از ميزان افزايش سالانه بودجه و اعتبارات آموزشي است حال چگونه ممكن است با بودجه ناچيز اختصاص يافته به آموزش و پرورش از عهده مسائل بزرگي چون افت تحصيلي برآئيم كمي مشكل به نظر مي آيد.تعداد زيادي از كودكان اين مرز و بوم بعلت مشكلات مالي خانواده ها عليرغم علاقه آنها به مدرسه نمي توانند به تحصيل بپردازند و مجبورند از دوران كودكي كار كرده و كمك خرج خانواده باشند.

 و سخن آخر اينكه تا زمانيكه كرامت انساني معلم در جامعه از جايگاه والايي برخوردار نگردد مشكل بتوان به تنش هاي آموزشي همچون افت تحصيلي فائق آمد چرا كه هسته اصلي قدرت آموزشي كشور را بعد از قدرت اقتصادي جامعه ،دستان پر توان معلمان و قلب هاي مهربان و مشتاق خدمت آنها تشكيل مي دهند و اگر مسوولان بتوانند صاحبان اين دستها و دلها را راضي و خوشنود گردانند شايد روزي بيايد كه كلماتي چون افت تحصيلي براي نظام آموزشي كشور و مردم غيرتمند اين آب و خاك ،ناآشنا و بي مفهوم بيايند.

  منابع:

 1)    مسائل آموزش و پرورش:محمد طاهر معيري

 ۲)    روشهاي ارزشيابي آموزشي:دكتر عليرضا كيامنش

 3)    سهمي برابر از الفبا:محمد گل صنملو :روزنامه جام جم:7 مرداد 85

 4)    سرانه هاي دانش آموزي :همشهري :23 ارديبهشت 86

 5)  درصد قبولي دانش آموزان ملاك ارزشيابي معلمان نيست!م.گلصنملو:همشهري:15 شهريور 85

 6)     مهارتهاي آموزشي و پرورشي:دكتر حسن شعباني

 7)    اندازه گيري ،سنجش و ارزشيابي آموزشي:دكتر علي اكبر سيف.

 8)    كودكان آينده يا آينده كودكان:م.گل صنملو:روزنامه قدس:15 ارديبهشت 86

 9)    عدالت آموزشي:نشريه نگاه:نيمه دوم خرداد 85

  10)   پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي در مدارس:م.گلصنملو:روزنامه رسالت:26 شهريور 85

 11)         روانشناسي پرورشي:دكتر علي اكبر سيف

 12)          فلسفه آموزش و پرورش:علي اكبر شعاري نژاد.

 13)مسوولان و اوقات فراغت دانش آموزان:م.گل صنملو:نشريه نگاه:شماره 272

 محمد گل صنملو

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 3:48  توسط محمد گل صنملو  | 

کوچه های نجابت

روزگاری عشق ها بنیاد داشت

زن به مرد ، حکم جهانی شاد داشت

این همه حرف از جدایی ها نبود

عاشقی در سینه ها فریاد داشت

لا له ای از غصه ها پرپر نشد

هر گلی عاشق شدن را یاد داشت

بعد از آن بادی که از دریا وزید

صد هزاران حادثه آن باد داشت

شرم را از چهره ها آن باد برد

وای از زهری که آن بیداد داشت

 

دیگر آن مهر و وفا در خانه نیست

خانه ای که مادرم آباد داشت

مهر را مهریه غالب گشته است

در محیطی که پر از فرهاد داشت

آن حیای نو عروسان قشنگ

کوچه هایی از نجابت یاد داشت

غصه این دختران ناشزه

کس نمی خورد و دلی آزاد  داشت  

صید با اینکه شکار طعمه بود

حرمتی در پیش هر صیاد داشت

خوی :محمد گل صنملو

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 3:24  توسط محمد گل صنملو  | 

دیوانه یا عاقل

غزل های مرا دیوانه  ای خواند

و انگشت در دهان حیرت زده ماند

به آن شعرم که «شد دیوانه، عاقل»

کمی خندید  و این جمله  نمایاند

مگر دیوانگان عقلی ندارند

که عاقل از خودش دیوانه را راند

اگر عاقل تویی ،دیوانه پس کیست؟

چه کس عقل اضافی در تو گنجاند؟

برو ای بی خبر دیوانه ای نیست

چرا باید به مردم مارک چسباند

به صرف اینکه ما عاقل ترینیم

نباید دیگران را خوار گرداند

به دنیایی که دست عاقلان است

چه می شد گر سفیهی حکم می راند؟!

که تا معلوم گردد بر من و تو

که عاقل بر جهان نوری نیفشاند!

محمد گل صنملو/0

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 3:21  توسط محمد گل صنملو  | 

استرس شغلي معلمان

در تحقيقاتي كه اخيرا توسط مجله “كنترل استرس“stress management “در مورد حرفه معلمي انجام گرفت حدود67 درصد معلمان به استرس زا بودن اين شغل تاكيد كردند.تحقيقات انجام گرفته نشان مي دهد كه برخلاف تفكر عموم كه تدريس را كاري راحت و آسان مي پندارند معلمي يكي از حرفه هاي سخت،طاقت فرساو استرس زا مي باشد.محققين بر اين باورند كه با رشد سريع وسائل ارتباطات جمعي همچون ماهواره،اينترنت،سي دي ها،گوشي هاي موبايل و غيره گرچه آموزش آسانتر گشته است اما از طرفي باعث  از بين رفتن حجب و حياي جوانان و كم رنگ شدن اعتقادات اخلاقي آنها شده است.از اين رو در دنياي امروزي شايد كلاسداري مهارتي بمراتب  بزرگتر از دانش و معلومات علمي يك معلم به حساب آيدچرا كه بدون آن فرزانه ترين معلمان نيز در كلاس درس دچار مشكل خواهند شدو احتمالا اين گونه مشكلات آنها را در معرض استرس هاي گوناگون قرار خواهد داد.

 هر چند كه هيچ انساني بدون استرس نيست اما استرس بيش از حد موجب اخلال در امور ،خصوصا در مسائل مربوط به تعليم و تربيت مي شود.آيا خانواده اي حاضر مي شود كه تربيت فرزندان خود را به معلمي كه دچار ناراحتيهاي روحي و رواني است بسپارد؟! از آنجائيكه معلم را سر و كار با قشر جوان است و اين قشر با توجه به سن و سال خود   مسئله ساز و درد سر آفرين است پر استرس بودن اين شغل بيشتر نمايان مي شودطوريكه در بسياري از اوقات هر كلاس درس شرايط كنترل ويژه خود را مي طلبدو معلم مجبور است با استفاده از شيوه ها و مهارت هايي كه سراغ دارد بر دانش آموزان تسلط يافته و با ايجاد محيطي آرام به تعليم و تربيت نسل جوان همت گمارد.

 در يكي از مدارس مختلط فرانسه ،دانش آموز پسري همانند دخترها موي سرش را مرتب مي كرد و دائما با آن ور مي رفت.ديدن اين منظره معلم كلاس را بشدت عصباني مي نمود.هشدارهاي معلم به دانش آموز ،والدين و اولياي مدرسه، كاري از پيش نبرد تا اينكه يك روز معلم كلاس را ترك نمود و با پرخاشگري از مدير مدرسه خواست كه به وضعيت آن دانش آموز رسيدگي كند . با وخيم شدن اوضاع مسئولان و مشاوران مدرسه به اتفاق والدين، دانش آموز مربوطه را قانع كردند تا موي سرش را كوتاه نمايد و اين موضوع به اطلاع معلم رسيد.در جلسه بعدي معلم با مشاهده موي كوتاه شده وي احساس آرامش نمود و تازه مي خواست درس را شروع كند كه صداي پارس سگي سكوت كلاس را برهم زد . معلم بيچاره كه به شدت عصباني شده بود به سوي رديف دانش آموزاني رفت كه صدا از آنجابر خاسته بود . متاسفانه اين صداي موبايل دانش آموزي بود كه فراموش كرده بود  هنگام ورود به كلاس گوشي خود را خاموش نمايد.معلم كه از فرط ناراحتي به زمين و زمان ناسزا مي گفت دوباره موضوع را با مدير در ميان گذاشت اما مواقعي است كه مدير بيچاره نيز در كا ر مدرسه عاجز مي ماند.حوادثي از اين قبيل به استرس و هيجانات ناخوشايند معلمان مي افزايد و مصدر بروز اتفاقات تلخي  در محيط مدرسه مي گردد.

 روانشناسان براي به حداقل رساندن استرس معلمان راههاي زير را پيشنهاد مي كنند.

 1)به معلمان توصيه مي شود بدون صرف صبحانه راهي مدرسه نشوند و حتما صبحانه خود را به طور كامل ميل نمايند.به همين خاطر امروزه در بسياري از مدارس دنيا سالني كوچك يا بوفه غذا خوري كه چسبيده به اتاق دبيران است و داراي امكانات محدود غذا خوري مي باشد در اختيار معلمان قرار مي گيرد تا در صورت نياز از آن استفاده بهينه نمايند.

 2)بيش از چهار ساعت در روز تدريس نكنند .در بعضي از كشورها معلمان به علت نيازهاي مالي مجبورند ساعات طولاني تدريس نمايند كه اين در دراز مدت موجب بروز مشكلات جسمي و روحي در آنها مي گردد.

 3)جنب و جوش و حركت لازم در هر روز را فراموش نكنند.حركت رمز زندگي است به همين خاطر در بسياري از مدارس دنيا به دستور وزارت آموزش و پرورش معلمان مدرسه بطور گروهي و يا به اتفاق دانش آموزان قبل از ورود به كلاسهاي درس بايد 15 الي 20 دقيقه حركات ملايم ورزشي انجام دهند و اين مدت كوتاه مي تواند آنها به مدت 5 الي 6 ساعت شاداب نگه دارد.

 4)مشكلات به وجود آمده در كلاسها را در درونشان حبس نكنند و هميشه كسي را براي درد دل كردن داشته باشندچرا كه اگر نتوانند دق دل خود را خالي كنند سلامتي خود را به خطر خواهند انداخت.

 5)در محيط كلاس قدم بزنند و با دانش آموزان تماس چشمي داشته باشند .اين كار حالت يكنواختي را از آنها مي گيرد و دلتنگي و افسردگي را از آنها دور مي كند.

 6)اتاق دبيران را به يك محيط با نشاط تبديل كنند و تا مي توانند در زنگ هاي تنفس با همديگر بگويند و بخندند آنها براي رفتن به كلاس بعدي نياز به روحيه بيشتري دارند.

 7)خطا هاي دانش آموزان را ببخشند و گذشت كنند.هميشه بخشش از بزرگان است و همه ما مي دانيم كه جواني پر از اشتباه است و شيطنت جوانان نه از ره كين است بلكه جواني اقتضاي طبيعت اش اين است.

 8)دولتها به مشكلات مالي معلمان توجه كافي نمايندو دغدغه هاي معيشتي آنها را حل كنند.

 9)همه خانواده ها سپاسگزار خدمات صادقانه كادر تعليم و تربيت كشور خود باشند و با حضور در مدارس تقدير و تشكر خود از معلمان را ابراز نمايند.

 10)رسانه هاي گروهي خصوصا صدا وسيما با ارائه برنامه هاي فرهنگي در اعتلاي منزلت تمام كادر فرهنگي كشور ها تلاش نمايندو دولتها در تصميم گيري هاي آموزشي به نظر و پيشنهادهاي معلمان ارج و بها بدهند.

 ترجمه: محمد گل صنملو

mgol42@yahoo.com

خوي:ص.پ488

منابعby:Amy Wilson            . 1)Teaching teachers to De-stress

 Body and mind:psychology for teachers at www.bam.gov
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 9:48  توسط محمد گل صنملو  | 

راههای نوین در پیشگیری از اعتیاد

راههای نوین در پیشگیری از اعتیاد

 “ديگر شما را در مورد جوانان سفارش نمي كنم،جان شما جان جوانان جامعه زيرا دلهاي آنها بسيار رقيق و نازك است ،خداوند تعالي مرا بشير و نذير مبعوث فرمود وقتي رسالت خود را علني كردم جوانان با من هم پيمان شدند ولي پيران با من مخالفت ورزيدند.“

 رسول خدا (ص)

   

 مقدمه:

 امروزه مسئله اعتياد و مصرف مواد مخدر در سطح جهان به يكي از پيچيده ترين و هولناكترين معضلات اجتماعي مبدل شده است. گسترش نگران كننده شبكه هاي مافيايي و توزيع مواد افيوني و پيامدهاي ناگوار آن جوامع بشري را در مردابي فرو برده است كه خروج از آن فقط با عزم راسخ تمام بشريت خصوصا انسانهاي فداكار ، آگاه و انديشمند ممكن مي باشد. غم انگيز ترين نكته در مورد اعتياد اين استكه در بسياري از جوامع جهان سوم دولتمردان خود نيز از اين آسيب اجتماعي در امان نمانده اند و اين امر موجب تسهيل در توزيع مواد مخدر در بين جوانان اين كشورها شده است.از طرفي فقر اقتصادي و فرهنگي در كشورهاي ضعيف و تفكرتسلط بر اين كشورها از سوي قدرت هاي بزرگ موجب شيوع هر چه بيشتر اين نوع مواد در بين جوانان جوامعي شده است كه مردم آن  از مديريت  ضعيف سياستمداران خود خواه يا خودفروخته در رنج مي باشند.هر چند كه مسئله مواد مخدر مختص كشورهاي توسعه نيافته نبوده و كشورهاي پيشرفته نيز از اين معضل در امان نبوده اند اما بررسي هاي صورت گرفته نشان مي دهد كه مصرف مواد مخدر در كشورهاي عقب نگه داشته شده و يا حتي در حال توسعه بيشتر از ريشه هاي سياسي نشات گرفته است در حاليكه مصرف مواد مخدر در كشورهاي توسعه يافته در اكثر موارد بخاطر خوشگذراني ها و يا استفاده آگاهانه براي تسكين آلام روحي و جسمي انسانهايي صورت گرفته است كه از طرف مقامات مسوول اجازه استفاده از آن داده شده است.تحقيقات نشان مي دهد كه حدود 54 درصد از سوء مصرف كنندگان مواد مخدر در جهان در قاره آسيا سكونت دارندو از سوي ديگر بزرگترين مناطق توليد اين مواد مخدر نيز در جهان در منطقه هلال طلايي واقع در جنوب آسيا يعني در كشورهاي افغانستان و پاكستان مستقر هستند به اين ترتيب در حاليكه كشورهاي عقب نگه داشته شده بالاترين سطح مصرف مواد مخدر را دارند بسياري از كشورهاي توسعه يافته داراي بهترين و مجهزترين اماكن تر ك اعتياد مي باشند! متاسفانه امروزه مسئله مواد مخدر باعث بروز مشكلات حادي در جوامع در حال توسعه يا توسعه نيافته شده است كه از جمله آنها افزايش آمار طلاق،فقر اقتصادي و فرهنگي،كم رنگ شدن   ارزشهاي ديني ،ملي و مذهبي ،هرز استعدادهاي جوانان،ترويج فرهنگ خماري گري ،رواج فسق و فحشا و امراض مرگ باري همچون ايدز و در نهايت نابودي خانواده ها و از بين بردن ثروت هاي كشور هاو هدر كردن استعدادهاي انساني شده است.

 تاريخچه مبارزه با مواد مخدر درايران:

 در سال 963 هجري قمري ،اولين مبارزه با ترياك در ايران اتفاق افتاد.شاه تهماسب اول ،يك روز صبح شراب خواري را قدغن كرد و تمام اندوخته ترياك دربار را نابود كرد .بعد از او شاه عباس جدي ترين مبارزه با ترياك را در ايران آغاز كرد.او كه به انضباط ارتش علاقه داشت ،نوشيدن آب كوكنار و ترياك خوردن را قدغن كرد و تمامي كارمندان معتاد دربار را تصفيه نمود و پس از آن هر كس كه در اصفهان آب كوكنار مي خورد در جا كشته مي شدو سرانجام شاه عباس به مبارزه با قليان پرداخت كه آن زمان تازه رواج يافته بود .پس از آن در نكته اي نامعلوم در تاريخ ،ترياك كشيدن  شايع گشت و بافور به عنوان محبوب ترين وسيله براي دود كردن ترياك مورد استفاده قرار گرفت.دوباره در سال 1326 دولت انحصار خريد و فروش ترياك را به دست گرفت. .در سال 1334 هجري شمسي قانون منع كشت خشخاش و جلوگيري از مصرف غير طبي ترياك به تصويب مجلس  رسيد و بعد هم در سال 1339 يك دارو ساز ايراني كه براي تحصيل به آلمان رفته بود ،هروئين تازه كشف شده را براي ايرانيان به ارمغان  آورد و تا امروز كه موج مواد مخدر در اشكال صنعتي آن جامعه را فرا گرفته است و از طرفي مبارزه با آن عزم جدي تري را مي طلبد هرچند كه مردم غيرتمند اين مرز و بوم تا كنون شهداي زيادي را در اين راه تقديم كرده اند.

امروزه درجهان ،راههاي پيشگيري از اعتياد را به دو بخش كلي دولتي و مردمي تقسيم مي كنند.عمدتا مسووليت هاي كلان همانند ممنوعيت كشت و توليد مواد مخدر و مبارزه با قاچاق ،از سوي دولتها برنامه ريزي و سياست گذاري مي شود و برنامه هاي خردتر مبني بر فعاليت هاي فرهنگي ،درمان و پيشگيري بيشتر از سوي سازمانهاي غير دولتي و مردمي انجام مي گيردهر چند ايران در زمينه  مبارزه با مواد مخدر در بخش دولتي از پيشينه اي قديمي تر و حتي قدرتمندتر برخوردار است اما در بخش نهادهاي مردمي همانند نوزادي  تازه متولد شده است .با اين حال اين كودك با همه كوچكي خود در زمان كوتاه توانسته است موفقيتهاي چشمگيري را از خود نشان دهد با توجه به اين

كه غيرت ديني و ايمان مذهبي مردم نيز  هميشه بزرگترين عامل بازدارنده و پيشگيري كننده از اعتياد بوده است.در دنياي كنوني با وجود افزايش انواع داروهاي افيوني و روانگردان هاي صنعتي و شيميايي ،زنگ خطر براي همه خانواده ها در همه جاي دنيا به صدا درآمده و مسوولان كشورها با استفاده از كارشناسان خبره سعي وافري از خود نشان داده اند تا مردم را از افتادن در دام اعتياد باز دارند .

 براي موفقيت در پيشگيري از اعتياد بسياري از  كشورهاي توسعه يافته اهم تلاش خود را به 8 جايگاه مهم اختصاص داده اند.

 1)  مدارس

 2)  دانشگاهها و موسسات آموزش عالي

 3)  رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي خصوصا صدا و سيما

4)  نيروهاي انتظامي و استحكام مرزها

5)  پادگان ها

 6)زندان ها

7 )اماكن ترك اعتياد

8)كارخانجات و بيكاري كارگران

 مدارس:

 متخصصان آموزشي و روانشناسان بر اين باورند كه سقوط بيش از 50 درصد مردم در اقصي نقاط جهان به دام اعتياد ريشه در ناآگاهي و يا باورهاي غلط مردم دارد و معتقدند كه اگر سيستم هاي آموزشي مدارس در كشورهاي گوناگون درست باشد بيش از 50 درصد مردم از دامهاي اعتياد كه سوداگران مرگ براي آنها گسترده اند نجات خواهند يافت.براي حصول به اين مقصد والا آنها عقيده دارند كه مدارس بايد اولين گام در پيشگيري از اعتياد را در هر جامعه اي بردارند و اين وظيفه در كشورهايي مثل ايران كه داراي جمعيت جواني مي باشد دوچندان مي گردد. به اعتقاد آنها مسوولان آموزش و پرورش بايد با استفاده از مشاوران كارآمد ،كادر اموزشي و پرورشي مدرسه ،والدين دانش آموزان و مسوولان وزارت آموزش و پرورش به اتفاق هم در آگاه كردن دانش آموزان و پيشگيري آنها از آسيب هاي اجتماعي كه مواد مخدر يكي از آنها مي باشد اقدامات زير را انجام دهند:

 1)مسوولان و خانواده ها سعي كنند كه نگرش منفي نسبت به مواد مخدر در دانش آموزان ايجاد كنند.

 2)خانواده ها براي فرزندان خود وقت بگذارند و در ارتقاي سطح مهارت هاي زندگي آنها تلاش كنند.

 3)والدين بايد خانه و فضاي پيرامون آنرا شاداب نگه دارند تا كودكان خانه را هميشه محلي امن براي خود بدانند.

 4)خانواده ها از نمايش فيلم هايي كه روحيه خشونت طلبي كودكان را تشديد و به مسائل اعتياد دامن مي زند خوداري نمايند.

 5)خانواده ها سعي كنند در باره دوستان فرزندانشان اطلاعاتي داشته باشند.

 6)والدين گاهي بطور پنهاني رفتار و اعمال كودكان خود را در رفت و بر گشت به مدرسه و حتي در داخل خانه كنترل كنند.

 7)خانواده ها از خشونتهاي فيزيكي و لفظي در مورد كودكان امتناع نمايند و موارد تربيتي لازم را به صورت غير مستقيم با آنها در ميان بگذارند.

 8)براي علاقه مند كردن كودكان به مطالعه خود والدين نيز مطالعه كنند.

 9)والدين ،فرزندان خود را به اميد مدرسه و مسوولان مدرسه رها نكنند و با كادر اجرايي مدرسه دائما در تماس باشند.

 10)به طور منظم به كودكان پول توجيبي بدهند و در اين كار افراط و تفريط نكنند.

 11)مردم بايد هر گونه مورد مشاهده شده مربوط به آسيب هاي اجتماعي را كه دانش آموزان در معرض خطر آن هستند را براي مربيان و كادر اجرايي مدرسه گوشزد نمايند و بر آنها سرپوش نگذارند.

 12)مطالبي در مورد مضرات اعتياد در كتابهاي درسي مدارس گنجانده شود.

 13)از آنجائيكه  مواد مخدر حتي به صورت آدامس نيز توزيع مي شوند به دانش آموزان بايد آموخت كه پيش از اينكه چيزي از دوستان خود قبول كنند ،بدانند كه كاربرد آن چيست ،مقدار مصرف آن چقدر است و چه تاثيرات مفيد يا مضري دارد.

 14)به كودكان ياد داده شود كه از مواد غذايي در بيرون از مدرسه كمتر استفاده كنند.

 15)به دانش آموزان گفته شود كه در صورت احساس خطر از دوستان ،اولياي مدرسه،والدين و پليس كمك بخواهند.

 16)بوفه هاي مدارس به دست افراد قابل اعتماد سپرده شود و نظارت كافي بر آنها اعمال گردد.

 17)با اجراي مراسم مذهبي در مدرسه كه از سوي افراد كارشناس صورت مي گيرد ايمان مذهبي دانش آموزان تقويت گردد.

 18)به مسائل روحي و مالي دانش آموزان بي بضاعت و دانش اموزان استثنايي توجه خاصي مبذول گردد.

 19)در جهت بهينه سازي امكانات ورزشي مدارس تلاش مضاعفي صورت گيرد.

 20)مديران مدارس بر اساس لياقت و كارداني انتخاب گردند و از فرايندشيوه هاي مديريتي ممالك پيشرفته مطلع باشند.

 21) ظرفيت كلاس هاي درسي نبايد بيش از 30 نفر باشد طوريكه مدرسان بتوانند بر جنبه هاي پرورشي دانش آموزان نيز نظارت كافي داشته باشند.

 22)مسوولان مدرسه در ساعات تنفس در حياط مدرسه حضور مرتب داشته باشند و فعاليتهاي دانش آموزان را زير نظر بگيرند.

 23)مشاوران مدارس با دانش آموزان تعاملي دوستانه داشته باشند و مرتبا در كلاس ها حضور يابند.

 24)به اردوهاي علمي و تفريحي دانش آموزان توجه خاصي معطوف گردد.

 25)تشويق دانش آموزان با انضباط و اعطاي جايزه به آنها در سر لوحه وظائف مديران مدارس باشد.

 26)به معاينات پزشكي دانش آموزان تا آنجائيكه مقدور است اهميت كافي داده شود.و……………………………

 دانشگاههاو موسسات آموزش عالي:

 تحقيقات نشان داده است كه نخبگان جوامع هميشه مورد توجه خاص باندهاي مافيايي مواد مخدر بوده است و براي به دام انداختن آنها از هيچ تلاشي مضايقه نمي كنند.سوداگران مرگ حتي با استفاده از شگردهاي گوناگون سعي نموده اند كه در ميان دانشجويان نيز رخنه كنند كه تقريبا موفق نيز شده اند.آنها با ارائه داروهاي مخدر به دانشجويان كه به داروهاي دوپينگ درسي شهرت يافته اند دانشجويان را به دام مرگبار اعتياد مي كشانند.متاسفانه بعضي از دانشجويان كه از فرصت هاي مطالعاتي خود نهايت استفاده را نكرده اند براي اينكه در شب امتحان خوابشان نبرد از اين قرصها استفاده مي كنند تا به قول خود مدت بيشتري بتوانند بيدار بمانند و براي امتحان آماده تر گردند غافل از اينكه عوارض استفاده خودسرانه اين قرص ها در حد مواد ديگري نظير كوكائين و آمفتامين مضر مي باشند.در دنياي امروز براي دور نگه داشتن قشر تحصيلكرده از سقوط در دام اعتياد كارهاي زيادي انجام مي گيرد كه مي توان به موارد زير اشاره نمود.

 1)ايجاد تناسب نسبي بين پذيرش دانشجو با امكان ايجاد اشتغال در جوامع:متخصصين آموزشي اعتقاد دارند كه افزايش ظرفيت رشته هاي دانشگاها بايد متناسب با نيازهاي جامعه صورت گيرد تا امكانات ملي و استعدادهاي جوانان بي جهت هرزنشود و جوانان اميدوار امروزي بعد از چندين سال تحصيل دچار بن بست هاي روحي و مالي نگردند چرا كه وقتي دانشجويي بعد از فارغ التحصيلي نمي تواند صاحب شغلي شود افكار شومي مانند “وقتي خرد را سودي نيست خردمندي دردمندي است.“به او هجوم مي آورد و او را دست بسته تسليم سوداگران مرگ مي كند.

 2)كنترل خوابگاهها :در كنترل خوابگاهها در دانشگاهها نبايد از شيوه هاي آمرانه پليسي استفاده كرد .عقلا گفته اند كه با هر كسي بايد با زبان خودش حرف زد .امر و نهي بايد توسط اشخاص با صلاحيت و كارشناس صورت گيرد تا مثمر ثمر واقع شود.از طرفي نبود ساختمانهاي كافي براي اختصاص دادن به دانشجويان و متفرق كردن آنها براي سكونت در جاهاي ناامن دانشجويان را در معرض بسياري از آسيبهاي اجتماعي قرار مي دهد كه يكي از آنها اعتياد است.

 3)والدين بايد به فرزندان دانشجوي خود نظارت كافي داشته باشند .ترويج بعضي از افكار غلط در جامعه كه دانشجو ديگر بزرگ شده است و نيازي به كنترل ندارد موجب ضرر و زيانهايي مي گردد كه گاهي جبران آن بعيد به نظر مي رسد.

 4) تقويت اعتقادات مذهبي و باورها و بنيانهاي اخلاقي و ايجاد انگيزه هاي فرهنگي كه فقط از طريق غير مستقيم به آنها القا گرددو به هيچ وجه نبايد در ترويج شعاعر ديني و مذهبي شخصيت دانشجويي خدشه دار شود.

 5)همانند مدارس به امكانات تفريحي و ورزشي دانشجويان توجه ويژه اي مبذول گردد چرا كه بدن سالم مي تواند سد محكمي در مقابل آسيبهاي اجتماعي خصوصا اعتياد باشد.

 6)تامين بودجه مورد نياز براي ازدواج دانشجوياني كه از نظر شرعي .فكري و روحي آماده  تشكيل خانواده مي باشند .وظيفه دولت است تا مسكن مناسبي را در طول تحصيل براي آنها مهيا كند چرا كه ازدواج عا قلانه مي تواند از بروز تنش هاي روحي مخاطره آميز دانشجويان جلوگيري كند و آنها را از آسيب هاي اجتماعي و اعتياد باز دارد.

 7)تشكيل صندوق هاي وام قرض الحسنه سهل الوصول براي حل مشكلات مالي مقطعي دانشجويان مي تواند نقش موثري را در سالم ماندن دانشجويان خصوصا دانشجويان شهرستاني كه گاهي اوقات به علت دوري از خانوده ها دچار تنگنا هاي   مالي مي شوند داشته باشد.

 8)   تسهيل نقل و انتقال يا جابجايي دانشجويان خصوصا آنهايي كه دچار مشكلات خانوادگي هستند مي تواند مانع گرفتار شدن دانشجويان در ورطه هولناك داروهايي مانند رتالين ،كراك و كريستال گرددو……………………..

 رسانه هاي گروهي و وسايل ارتباط جمعي مانند صدا و سيما.

بدون شك دنياي امروز دنياي اطلاعات است .كشورهايي كه در آنها هر انساني به معني واقعي حق زندگي دارد و دولتها از بطن مردم برخاسته اند، مسوولان مردم را از خود مي دانند و هر چه را براي خود مي پسندند براي ديگران نيز مناسب مي دانند و در غم و شادي و سود و زيان مردم شريكند و مسووليت هاي داده شده از طرف مردم را چون امانتي مقدس گرامي مي دارند،در اين كشورها همه ساله بودجه مخصوصي به امر اطلاع رساني مردم در مورد مواد مخدر و راههاي مقابله يا دوري از آن اختصاص مي يابد. اين گونه دولتها به اين شعار ايمان دارند كه “پيشگيري ،آسانتر و كم هزينه تر از درمان است.“بسياري از اين دولتها براي پيشگيري از اعتياد موارد زير را بكار بسته اند كه در بيش از نود درصد موارد موفق بوده اند. اقدامات زير نمونه اي از كارهاي انجام يافته مي باشد.

 1)هر روزنامه،هفته نامه .ماهنامه و همه نشرياتي كه مجوز انتشار نشريه اي به آنها داده شده است وظيفه دارند كه در تمام تيراژهاي خود نسبت به آگاه كردن مردم خصوصا جوانان در مورد خطراتي كه آنها را تهديد مي كنند مطالب آگاهي دهنده كارشناسي شده بنويسند و جالب اين است كه به چند نشريه در سال كه بيشترين اطلاعات سودمند را در اختيار مردم قرار دهند از طرف اتحاديه هاي دولتي رسانه هاي گروهي پاداشهاي هنگفت،كاغذ مجاني،امكانات و دستگاههاي تكثير وچاپ تعلق مي گيرد.

 2)صدا و سيما در اين كشورها مانند سوئد.سوئيس،دانمارك با اختصاص دادن چند شبكه كه صرفا جنبه اطلاع رساني دارند مردم را از خطرات و آسيب هاي اجتماعي موجود  آگاه مي سازد.

 3)مردم در اين كشورها با تشكيل اتحاديه هاي عام المنفعه به نويسندگان،هنرمندان،و همه ارگانهايي كه در امر پيشگيري و مبارزه با اعتياد تلاش مي كنند كمك هاي مالي و فكري ميكنند.

 4)صدا و سيما در اين كشورها با معرفي  كساني كه بيشترين اقدامات را در مقابله با آسيب هاي اجتماعي انجام داده اند مردم را تشويق به همكاري با نيروهاي امنيتي و مسوولان كشوري مي كند كه همه اين مراسم مستقيما از طريق شبكه هاي تلويزيوني پخش مي گردد.

 5)بسياري از كارخانه داران و روساي شركتهاي پر درآمد در هزينه هاي صدا و سيما جهت ارائه فيلم هايي كه در روشن كردن اذهان مردم براي دوري از اعتياد نقش موثري ايفا مي كنند با تمام قوا شركت مي كنند.

 6)روزنامه ها و سي دي هاي آموزشي زيادي بطور مجاني در ايستگاههاي اتوبوس،قطارهاي شهري و فرودگاهها جهت آگاهي دادن به مردم و آموزش راههاي فرار و دوري كردن از تله هاي سوداگران مرگ در اختيار مردم گذاشته مي شود و …………………….

 نيروهاي انتظامي:

 بعضي اعتقاد دارند كه تاريخ اعتياد از تاريخ بسياري از تمدنها قديمي تر و طولاني تر است.پس ريشه كني آن نيز غير ممكن مي باشد شايد همه اين گفته ها كاملا درست باشد اما واقعيت اين است كه دربعضي از كشورها در سايه نيروي انتظامي سالم و ديگر ارگانهاي فداكار مبارزه با مواد مخدر ،دولتها توانسته اند با پيشگيرهاي به موقع خود مردم را از دام سوداگران مرگ برهانند. روشهاي زير در بعضي از كشورها كه براي پيشگيري از اعتياد مردم بكار گرفته شده اند از موفقيت هاي زيادي برخوردار بوده اند:

 1)  با تشويق مقامات كشوري ،باهوشترين و زبده ترين دانشجويان با تمايل خود وارد نيروي انتظامي شده اند و همين نيروها توانسته اند كارهاي بزرگي را در پيشگيري و مبارزه با مواد مخدر انجام دهند.

 2)در بعضي از كشورها  اعدام ،مجازات هر شخص حقوقي يا حقيقي است كه در توزيع يا قاچاق مواد مخدر نقش داشته باشد و اين مجازات نقش بزرگي را در كاستن مسائل مربوط به مواد مخدر در اين كشورها داشته است.

 3)در بسياري از كشورها بودجه فوق العاده اي براي پيشگيري از اعتياد به سازمانهاي زيربط اختصاص يافته است تا با خيال راحت و با امكانات بيشتر اين مسئله را پيگيري نمايند.

 4)با كمك دولت و با حمايت همه جانبه نيروهاي انتظامي ،تشكل هاي مردمي براي مبارزه با مسائل مربوط به اعتياد مانند“تشكل غير دولتي جمعيت افتاب و جمعيت رهايي از آسيب هاي اجتماعي “در ايران و با عنوان هاي متفاوت در كشورهاي ديگر تشكيل يافته اند.

 5)بعضي از كشورها مانند ايران با ديواركشي و يا با استفاده از سيمهاي خاردار و حفر كانال و خندق هاي متعدد در مرزهاي  خطرناك مانند مرزهاي پاكستان و افغانستان قدم هاي مثبتي را براي مبارزه با سوداگران مرگ تدارك ديده اند.

 6)در كشورهاي ديگري مانند سوئد دولت با كنترل ورود و خروج مردم از كشور و با اجباري كردن اخذ رواديد يا ويزا كه  با همكاري فداكارانه نيروهاي انتظامي صورت مي گيرد اقدامات اساسي تري را در پيشگيري از اعتياد برداشته اند و …………………

 پادگان ها:

 پادگان ها مي توانند نقش زيادي در پيشگيري از اعتياد و يا بالعكس يعني ترويج روحيه خماري در هر جامعه اي داشته باشند .بر اساس تحقيقات انجام گرفته از آنجائيكه سربازان و درجه داران و افسران رشيد ارتش هميشه جان بر كفان مبارزه با اعتياد بوده اند بنابراين يكي از اهداف سوداگران مرگ فاسد كردن پادگان ها و به اعتياد كشاندن نيروهاي ارتشي مي باشد تا سربازان يا افسران معتاد توان مقابله با توزيع كنندگان مواد مخدر را نداشته باشند .براي سالم نگه داشتن پادگان ها مطالعات زيادي صورت گرفته است كه اقدامات زير نتيجه آن مطالعات است:

 1)جامعه شناسان معتقدند كه در بسياري از پادگان ها سربازان و درجه داران مشغوليتي براي پر كردن اوقات فراغت خود ندارند و كمبود امكانات ورزشي،تحقيقاتي ، مطالعاتي و رفاهي باعث شده كه سوداگران مرگ در توزيع مواد مخدر در بعضي از پادگان ها موفقيت هايي را بدست آورند.بنابراين براي پيشگيري از اعتياد نيروهاي ارتشي در دام اعتياد ،در بعضي از كشورهاي موفق:

 2)از برگزاري مسابقات ورزشي ،كتابخواني بين نيروهاي پادگانها و ما بين پادگان ها استقبال شده است.

 3)مسئولان ارتش با ادامه تحصيل درجه داران موافقت كرده و تسهيلات لازم را براي آنها مهيا كرده اند.

 4)از تراكم نيروها براي چندين سال در يك پادگان ممانعت شده و سعي بر تغيير محل خدمت نيروها در فواصل يك سال نموده اند.

 5)با تشويق سربازان به سالم زيستن و رشادت نشان دادن از خود ،سربازاني كه از نظر معاينات پزشكي در طول يك سال بدون نشاني از آثار اعتياد و حتي علائم سيگار باشند و يا در طي دوره خدمت دوره سربازي از خود رشادت نشان دهند در صورت تمايل مي توانند به استخدام ارتش در آيند و در غير اين صورت نشان شجاعت گرفته و از چند ماه معافيت خدمت سربازي استفاده خواهند كرد ويا به صورت مالي مورد تشويق قرار خواهند گرفت و……………………..

 زندان ها:

 زندان ها در بيشتر كشورها منبع اشاعه اعتياد و فسق و فجور بوده اند.بعلت كمبود كارشناسان ورزيده و كاردان در بسياري از زندانها ،زندانيان از كمبودهاي زيادي رنج مي برند.براي پيشگيري از اعتياد زندانيان اقدامات موثري در بعضي از زندانها صورت گرفته از قبيل :

 1 )براي سرگرم كردن زندانيان ،كارگاه هاي توليدي در همه زمينه ها ساخته شده است تا زندانيان با كار كردن در آنجا بتوانندصاحب درآمد شده و از آسيب هاي اجتماعي موجود در زندان در امان بمانند.

 2)بخش هاي زندانيان آلوده به مواد مخدر از زندانيان ديگر كاملا جدا گشته و زندانيان دائما تحت معاينات پزشكي قرار مي گيرند.

 3)هر زنداني كه بتواند در مدت محكوميت خود به اعتياد فائق آيد و هر قاچاقچي مواد مخدر كه با نيروهاي زندان همكاري كند مي توانند از مزايايي همچون تخفيف در مجازات،استفاده از مرخصي هاي بيشتر و آزادي زودتر از موعود برخوردار شوند.

 4)جهت جلوگيري از اعتياد زندانيان، سالن هاي ورزشي در زندان ها ايجاد گرديده و اين طرح در بعضي از كشورها موفقيت بسيار زيادي داشته است تا جاييكه حتي بعضي از زندانيان معتاد پس از ترك اعتياد در زندان مجوز حضور و بازي در مسابقات كشوري و جهاني را پيدا كرده اند.

 5)بر خلاف گذشته برخورد با زندانيان بصورت كارشناسي شده صورت گرفته و انواع روزنامه ها و مجلات و سي دي هاي آموزشي در اختيار زندانيان قرار گرفته تا آنها را به سالم زيستن حتي در محيط زندان ترغيب و تشويق نمايدو ……………….

 اماكن ترك اعتياد:

متخصصان آموزشي و روانشناسان بر اين باورند كه نبايد در جامعه بر آسيب هاي اجتماعي سر پوش گذاشت.آنها معتقدند كه دولتها بايد با مردم رو راست باشند و آمار معتادان ،بيكاران،جنايتكاران و مفسدان مالي را بدون سانسور در اختيار مردم بگذارند.آنها مي گويند كه:

 1)دانش آموزان و دانشجويان را بايد با اماكن ترك اعتياد آشنا كرد.به اين منظور با همكاري وزارت آموزش و پرورش و سازمانهاي بهزيستي هر ماه تعدادي از دانشجويان و دانش آموزان به مراكز ترك اعتياد برده مي شوند تا آنها حال و روز بيماران مبتلا به اعتياد را ببينند تا شايد درس عبرتي بگيرند و در دام سوداگران مرگ نيفتند.

 2)در اين بازديد ها معتادان و آنهايي كه ترك اعتياد كرده اند اما با نيروهاي اماكن ترك اعتياد همكاري مي كنند براي دانش آموزان و دانشجويان صحبت مي كنند و از مضرات اعتياد آنها را آگاه مي كنند.به گفته محققان اين طرح بازده زيادي در پيشگيري از اعتياد داشته است .

 3)گزارش شده است كه دانش آموزان و دانشجوياني كه از اين مكانها بازديد كرده اند مشاهدات خود را براي خانواده هايشان تعريف كرده اند و در بسياري از مواقع خانواده هاي ثروتمند به كمك اين موسسات شتافته اند.

 4)در يك تحقيقي كه كه از بازديدكنندگان اين نوع اماكن بعمل آمده است 18 درصد دانش آموزان ابراز اميدواري كرده اند كه در آينده رشته هايي چون مددكاري اجتماعي را دنبال خواهند كرد تا به انسانهايي كه دچار آسيب هاي اجتماعي شده اند كمك كنند.

 5)در تحقيقي كه چند نفر از جامعه شناسان همزمان آنرا در چندين كشور اروپايي انجام دادند نشان مي دهد كه 7 درصد از بازديدكنندگان از اين موسسات وصيت كرده اند كه بعد از مرگشان ،داريي آنها به موسساتي واگذار شود كه در امر پيشگيري و مبارزه با مواد افيوني فعاليت مي كنند.

 كارخانجات و بيكاري كارگران:

در كشورهايي كه قانون كاري ضعيفي دارند بعد از تعطيلي يا ورشكستگي كارخانجات ،ترس از آينده كارگران بيكار را مضطرب و پريشان مي سازد.در بعضي از كشورها حقوق و مزاياي كافي به انها تعلق نمي گيردو يا دولت حمايت چنداني از آنها نمي كند و متاسفانه همين عوامل كارگران را نيز به ورطه هولناك اعتياد مي كشاند.براي پيشگيري از اعتياد كارگران اقدامات موثري در بعضي از جوامع انجام يافته است كه شايسته تامل و تفكرند:

 1)در كشور سوئد كارگران بيكار حداقل در اولين ماههاي بيكاري توسط دولت در برابر ناملايمات زندگي حمايت مي شوند.

 2)در سوئد و بسياري از كشورهاي اروپايي شبكه هاي كاري مناسبي وجود دارند كه به كارگراني كه از كار اخراج شده اند اما در يافتن يك شغل جديد دچار مشكل گشته اند كمك مي كنند.

 3)در آلمان كارگران بيكاري كه صاحب فرزند نيستند حدود 60 درصد و كارگراني كه داراي فرزند هستند 67 در صد حقوق و مزايا مي گيرند.

 4)در فرانسه شبكه هاي عام المنفعه اي وجود دارند كه به كارگران بيكار كمك هاي قابل توجهي مي نمايند.

 5)شركت هايي چون اريكسون از قانون جداگانه اي استفاده مي كنند كه منجر به پرداخت يك سال حقوق به كارگران اخراجي مي شود كه اين حقوق بدون در نظر گرفتن سنوات خدمت كارگر مربوطه مي باشد.

فرجام سخن:

 آنچه كه در برنامه هاي پيشگيري از اعتياد مهم مي نمايد استفاده از تجربيات كشورهايي است كه در اين راه پيش قدم بوده اند .مسلما همه ساله راه هاي جديد و بهتر ي در پيشگيري از اعتياد توسط دولتهاي متعدد بكار برده خواهد شد و متخصصان امر بايد با ايجاد سازمانهاي بين المللي و شركت دادن كارشناسان خود در اين گردهمائي ها از نقطه نظرات و اقدامات بكار برده شده در جهت پيشگيري و مبارزه با اعتياد مطلع شده و گام هاي محكم تري براي ريشه كن كردن مواد مخدر در دنيا بردارند چرا كه اين مسئله يك معضل جهاني بوده و با معجزه و اعجاز نمي توان آنرا از بين برد بلكه فقط با يك عزم جهاني مي توان در محو اين تاريكي كوشيد و روشنايي و اميدواري را جانشين اعتياد اين خزان زودرس نمود.

 منابع:

1)اعتياد .خزان زودرس/كامران شرفخاني/10 تير 86/روزنامه رسالت

 2)دوپينگ درسي با داروي مرگبار/بيتا مهدوي/10 تير 86/روزنامه قدس

 3)پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي در مدارس/م .گل صنملو/

 26 شهريور 85/روزنامه رسالت

4)اجراي طرح همياري دانش آموزان براي كاهش مواد مخدر/12تير 86/روزنامه قدس

 5)تاريخ خماري ايرانيان/5 تير 86/روزنامه هم ميهن

 6)نگاهي به فرايند مديريت در مدارس استان/م.گل صنملو/5 تير 85/هفته نامه اما نت

 7)دست هايي براي محو تاريكي/پاكسيما مجوزي/5 تير 86/هم ميهن

 8)سهمي برابر از الفبا/م.گل صنملو/7 مرداد 85/روز نامه جام جم.

 9)كودكان آينده يا آينده كودكان/م.گل صنملو/15 ارديبهشت 86/روزنامه قدس

10)مسايل جوانان و نوجوانان/ انتشارات پيام نور

 11)روانشناسي پرورشي /دكتر علي اكبر سيف.

12)نگاهي به شرايط كار و كارگر/م.گل صنملو/2 تير 86/هفته نامه اورين

13)Thus Spake Zuska:How to prevent addiction

 14)Stone Hawk:How to prevent drug addiction

تالیف و ترجمه:محمد گل صنملو

mgol42@yahoo.com.

خوي:ص.پ.488

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 9:44  توسط محمد گل صنملو  |