دل نوشته های صنم

ادبی - اجتماعی

راههای نوین کمک به دانش آموزان استثنایی

 

 

 

 

 

راههای نوین کمک به دانش آموزان استثنایی

  توجه به شناخت آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی ، یعنی افرادی که به دلایل خاص جسمانی ، ذهنی ، عاطفی و روانی نمی توانند از برنامه های عادی آموزشی به نحوی مطلوب بهره مند گردند از نشانه های پیشرفت و اصالت و قوت و غنای فرهنگ و نظام آموزش  پرورش هر جامعه ای است.

کوشش در جهت شناسایی و برنامه ریزی و ایجاد تسهیلات آموزشی هر چه بیشتر برای کودکان و دانش آموزان استثنایی ، عمدتا به دلیل نیاز فرهنگی فوق العاده از اولویت خاصی برخوردارند.مطابق ارقام و آمار بین المللی حدود 10 الی 15 در صد از کل دانش آموزان سنین مدرسه رو در هر جامعه ای به نحوی از انحا نیاز به برنامه های آموزشی ویژه دارند.نگاهی کوتاه به آمار کل دانش آموزانی که در حال حاضر زیر پوشش آموزش و پرورش استثنایی قرار دارند بیانگر این حقیقت است که امروزه فقط کمتر از یک در صد از کل این قبیل دانش آموزان واجب التعلیم از برنامه های آموزش استثنایی بر خودار بوده و بقیه با همه مشکلات و نارسایی ها ، در مدارس معمولی جایگزین می گردند و یا در مواردی اصلا از کلاس و مدرسه بهره ای نمی برند ، و این موضوع از مسئولیت های اولیای امور در تهیه و تنظیم برنامه های جامعی در جهت شناسایی و آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی خبر می دهد.

متاسفانه بزرگترین مشکل دانش آموزان استثنائی در حال تحصیل ، نداشتن اطمینان برخورد ، وابستگی کامل به دیگران، رفتار تسلیم جویانه ، کمرویی و تردید و پرهیز از مسئولیت ها است.نیاز بیش از حد شخصیت وابسته  برای اینکه تحت حمایت قرار بگیرند ،سبب می شود تسلط دیگران را به راحتی بپذیرند.ترس از جدایی دوستان و تنها ماندن در بعضی موارد موجب می شود که رفتاری تسلیم جویانه در پیش بگیرند.این رفتارها از ابتدای جوانی ظاهر می شود و در زمینه های گوناگون تجلی پیدا می کند.در بیشتر موارد بخاطر عدم فرهنگ سازی مناسب در جوامع خصوصا جوامع توسعه نیافته بیشتر معلولان خصوصا در مدارس در تصمیم گیری ها مشکل دارند و در هیچ موردی نمی توانند مخالفت خود را با نظر دیگران بیان کنند .متاسفانه بعضی اوقات دیدی منفی ،خودبینانه و مردد نسبت به خویش دارند و توانایی های خود و

حتی آنچه را که مالک آن هستند را ناچیز می شمارند و روابط اجتماعی آنها محدود به افراد معدودی می شود که فرد به آنها وابسته است در حالیکه معلولان حق استفاده از کلیه امکانات رفاهی معمول در جامعه را دارند و صرف معلولیت نباید آنها را از حقوق طبیعی خود محروم کند این وظیفه دولتها وتمامی انسانهای خوشفکر و نوع دوست است که با کمک های فکری و مالی ،زمینه های رشد و شکوفایی دانش آموزان استثنایی و همه معولان را فراهم کنند چرا شکرانه تن سالم دستگیری از کسانی است که در گذر زمان و یا بطور مادرزادی مجبور به تحمل بعضی از معلولیتها شده اند.

تعریف کودکان استثنایی

کودک استثنایی اول یک کوک است و بعد کودکی است با خصوصیات و صفاتی استثنایی نسبت به همه کودکان دیگر.در واقع این ویژگی ها و تفاوت ها است که مربیان و مشاوران و معلمان با آن سر و کار دارند و این تفاوت ها هستند که پدران و مادران باید خود را با آن سازگار و هماهنگ کنند.

در حقیقت همه افراد انسانها از نقطه نظر خصوصیات مختلف جسمانی ، بیولوژیکی ،ذهنی ،روانی و عاطفی ،سازگاری اجتماعی و ..........یکسان نبوده و نسبت به همدیگر دارای تفاوت های خاصی اند.در واقع نه تنها هر فرد نسبت به افراد دیگر از نکته نظر ابعاد مختلف جسمانی و ذهنی دارای تفاوت های ویژه ای است حتی بین توانایی ها و استعدادهای مختلف نیز تفاو تهایی مشهود و موجود است لذا بدین ترتیب هر فرد نسبت به افراد دیگر استثنایی است و کلمه « استثنایی » به طور اعم و به معنای دقیق علمی خود نمی تواند فقط به گروه های خاصی از افراد جامعه اطلاق شود.

آنچه که ما اصطلاحا « کودک استثنایی »می گوییم غالبا بدین معناست که کودک از نظر هوشی ، جسمی ، روانی و اجتماعی به میزان قابل توجهی نسبت به دیگر همسالان خود متفاوت می باشد که نمی تواند به نحوی مطلوب حداکثر استفاده را از برنامه های آموزش و پرورش عادی ببردو ناگزیر نیازمند به توجه خاص و آموزش و خدمات فوق العاده ای می باشد.

از نظر آموزشی کودک استثنایی کودکی است که برای تامین حداکثر نیازهای تربیتی و آموزشی او باید تغییراتی در شیوه های تربیتی و آموزشی خانواده و در برنامه های مدارس عادی داده شود.

توزیع فراوانی کودکان استثنایی

مطابق آمار تایید شده سازمانهای بین المللی از جمله یونسکو تعداد تقریبی افرادی که به لحاظ تفاوت های محسوس فردی نیاز به برنامه های آموزشی ویژه ای دارند در هر جامعه بین 10 الی 15 در صد است .البته این تعداد شامل افراد عقب مانده ذهنی ، افراد تیز هوش و سرآمد، نابینا و نیمه بینا ، ناشنوا و نیمه شنوا ، ناسازگاران اجتماعی ، معلولان جسمی نیز می شود.

به طور کلی مطابق بررسی های و تحقیقات صاحبنظران آموزشی و محققان آموزش و پرورش استثنایی به طور متوسط حدود 12 در صد از کودکان و دانش آموزان سنین مدرسه رو ( 7 الی 18 سال و یا 6 الی 17 سال )نیاز به بهره گیری از برنامه های آموزشی استثنایی دارند:

1)کسانیکه دارای ناتوانی های تکلمی هستند.حدود 2 درصد

2)گروه ناسازگاران اجتماعی و هیجانی .حدود 2 در صد

3)گروه عقب ماندگان ذهنی .حدود 5/2-2 در صد

4)گروه کودکان سر آمد.حدود 2 در صد

5)گروه نابینایان (نیمه بینا و نابینا).حدود 2 در صد

6)گروه معلولان جسمی .حدود 5/1 در صد

7)گروه ناشنوایان و سخت شنوایان .حدود 5/1 در صد

8)دانش آموزانی که دارای اختلالات خاص یادگیری هستند .حدود 1 درصد

9)گروهی که دارای بیماریهای ویژه ای هستند (چون صرع ،قند و .......)حدود 5/1 در صد

وقتی رئیس جمهور بیاید

(مشکلات یک دانش آموز روشندل از زبان خودش)

بارانهای بهاری طراوت خاصی به حیاط مدرسه داده است .دانش آموزان کلاس اول 3 با شور و شوق خاصی بدون توجه به آب راکد مانده از این بارانها که در وسط حیاط جمع شده است فوتبال بازی می کنند.در گوشه ای از حیاط دانش آموز دیگری فارغ از این همه قیل و قال چشم به نکته ای نامعلوم دوخته است و لحظه ای به بازی بچه ها توجهی ندارد گوئی اینکه با بازی فوتبال بیگانه است .او عظیم زاده است .بهروز عظیم زاده ، بهترین دانش آموز کلاس اول 3 و شاید با هوشترین دانش آموز دبیرستان مطهری.هم نامش بهروز ، و هم فامیلی اش عظیم زاده ، هر دو شایسته تفکرند.دنیایی که قدرت بینایی را از او دریغ کرده نامش را چه زیبا انتخاب نموده و وقتی گوش به آیه های قرآن میکنی که او از حفظ می خواند به عظمت فامیلی اش یعنی عظیم زاده پی می بری.

در کلاس درس روی نیمکتی که چسبیده به میز معلم است می نشیند .در نگاه اول شاید متوجه معلولیت او نشوی اما در برخوردهای بعدی پی به روشندلی او می بری.وقتی به تو اطمینان پیدا کند از دردهایش با تو سخن می گوید. از مشکلات نابینایان ، از بی توجهی مسوولان ، از کمبود ابزار آموزشی ویژه این قشر محروم و از ناملایمات روزگار حرفها برای گفتن دارد .او می گوید وقتی همه خوابند من بیدارم و به اندیشه های دور و درازی می روم که زندگی روشندلان را در بر گرفته است به سختیهایی که آنها در زندگی می کشند و به فقر فرهنگی که مردم در مورد آنها به آن گرفتارند می اندیشم و راه های تازه ای برای بهتر درس خواندن ، بهتر زیستن و سامان بخشیدن به زندگی آنها می جویم.با چهره ای گشاده اما با لحن غم زده از مدیر مدرسه گرفته تا مدیر کل آموزش و پرورش گلایه می کند و به رئیس اداره آموزش و پرورش می گوید که به قول پروین اعتصامی که: 

« تحقیق حال گوشه نشینان گناه نیست »

جویای احوال امثال وی شوند.او می گوید در شهری به نام خوی که سنگ دارالمومنین بودن آن را به سینه می زنند برای دانش آموزانی چون من چه کرده اند؟ ثروتمندان این شهر برای مدرسه سازی و گسترش امکانات مدارسی چون مطهری که در حاشیه شهر قرار گرفته اند چه کمکی نموده اند؟حقیقت این است که حب مال دوستی فضای شهر ما را کاملا آلوده کرده است و می ترسم روزی مردم سزای این بی تفاوتی ها را ببینند چرا که چوب خدا صدا ندارد ، گر بزند دوا ندارد.عظیم زاده از من می خواهد که وقتی رئیس جمهور می آید نامه اش را به دست وی برسانم و اینجانب نیز از سردبیر محترم هفته نامه اورین تقاضا کردم که اول نامه او را به گوش مردم خوب شهرمان برساند و بعد به رئیس جمهور ، شاید که این نامه بسیاری از ما را از فکر در خود فرو رفتن و مال دنیا اندوختن لحظه ای فارغ کند و گوشزد نماید که بسیاری از انسانها در طلب یاری ما هستند گر چه ما خود نیز دچار مشکلات مالی فراوانی هستیم اما به روزگار سختی هیچ ذخیره ای بهتر از نیکو کاری نمی توان گذارد و پیوسته از نداری دم زدن انسان را از رادمردی و گشاده دستی باز می دارد و کسب مال و زراندوزی بشر را به ظلم و ستم تشویق و دست ستمگر را در بیشتر ظلم نمودن به مردم باز می گذارد.

معلولیت یک مشکل جامعه است یا یک مشکل فردی؟

در دنیای امروزی خصوصا در کشورهای پیشرفته معلولیت را یک مشکل صرفا فردی نمی دانند .در این گونه کشورها متخصصان علو م رفتاری ،جامعه شناسان ، اساتید تعلیم و تربیت و بسیاری از نخبگان آموزشی معلولیت را یک مشکل مربوط به کل جامعه می دانند و به همین جهت از همه اقشار جامعه می خواهند تا با همفکری ، همکاری و کمک های مالی دولتها و مردم نسبت به حل مشکلات معلولان هر جامعه اقدامات اساسی انجام دهند.

شیوه های کمک های مردمی و نهادهای گوناگون به معلولان در کشورهای مختلف :

 در کشور آلمان سیستم آموزشی کشور بهمراه دولتمردان برای کمک به حل مشکلات معلولان ، اولین و مهم ترین کاری را که در جامعه آلمان انجام داده اند برای پذیرش افراد استثنایی در جامعه، جای فرهنگ سازی را در تبلیغات و برنامه های صدا و سیما معین و مشخص کرده اند و به این ترتیب این ذهنیت در کشور آلمان جا افتاده است که معلولیت یک مشکل جامعه می باشد و همه مردم باید در کنار دولت در کمک به معلولان احساس مسوولیت نمایند.در این گونه کشورها در سایه فرهنگ سازی بهینه کمک به معلولان به صورت یک علم در آمده است و به عنوان واحدهای درسی در بسیاری از دانشکده های این کشور تدریس می شودو هدف دولت و مردم این است که هر فرد معلولی بدون توجه به مشکلاتی که دارد بتواند در نزدکترین مکان محل سکونت خود تحصیل کند و به رشد استعدادهای خود کمک نماید.معلولیت در این گونه از کشورها یک عیب محسوب نمی شود بلکه یک فرد معلول عیب واقعی را این می داند که نتواند از امکاناتی که مردم ودولت برای او مهیا کرده اند استفاده کند.

در بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی همچون فرانسه ، انگلیس ، ژاپن ، چین و حتی مالزی به شیوه های زیر، مردم ، نهادهای دولتی و خصوصی به معلولان کمک می کنند.

1)شرکت های خودرو سازی چند در صد از سود خود را اختصاص به انجمن ها و موسسات وابسته به معلولان می دهند تا در جهت شکوفایی آنها بکار برده شود.

2)برج سازان در قبال ساخت و سازهای انبوهی که انجام می دهند وظیفه دارند که در ساختن مدارس استثنایی به دولت خود کمک کنند.

3)دولتها با اجرای طرح وسیع آموزش فراگیر کمک های موثری به معلولان می نمایند.

4)دولتها و موسسات خصوصی با در ختیار قرار دادن امکانات نرم افزاری و سخت افزاری به معلولان جهت حضور بیشتر و بهتر آنها در جامعه کمک می کنند.

5)انجمن های دفاع از حقوق معلولان در بیشتر شهرهای این کشورها فعال اند و مردم وظیفه خود می دانند که از حقوق آنها حمایت کنند.

6)باشگاههای ورزشی آنها همه ساله با ارائه چند بازی مهم و معتبر ، در آمد حاصله را به نفع معلولان کشور اختصاص می دهند.

7)سرانه ورزشی دانش آموزان استثنایی در این کشورها همه ساله افزایش می یابد تا  انگیزه زندگی در معلولان با انجام حرکات ورزشی بهبود یابد.

8)مردم و دولتها با برگزاری همایش های مختلف در روز جهانی معلولین ،این امید را در آنها تقویت می کنند که مردم همیشه و در همه حال به یاد معلولان هستند و در جهت احقاق حق آنها تلاش می کنند.

9)دانشگاههای این کشورها بدون دریافت هیچ شهریه ای از دانش آموزان فارغ التحصیل  مستعد در دانشگاهها ثبت نام می کنند.

10)شرکت ها ی خودروسازی تا آنجاییکه در توان دارند در ساخت خودروها، مسایل ایمنی معلولین را در نظر می گیرند.

11)موسسات دولتی و خصوصی چند در صد از سهمیه استخدامی خود را به معلولان اختصاص می دهند.

12)شرکت ها ی بیمه ،حق بیمه معلولان را دنبال می کنند و حق بیمه بیکاری آنها را تماما می پردازند.

13)شرکت های مخصوصی که سازنده ابزارهای حرکتی (mobility tools) هستند صنندلی های چرخدار و ابزارهای دیگری همچون انواع عصا های پیشرفته را با قیمت مناسب در اختیار دانش آموزان استثنایی قرار می دهند.

14)پزشکان با معاینه های دقیق دانش آموزان استثنایی در صورت امکان واکرها یا همان ابزارهای طبی لازم را در اختیار دانش آموزان معلول قرار می دهند که به آنها در حفظ  تعادل و پایداری حین راه رفتن کمک کنند .

15)فیزیوتراپیستها ،متخصصین طب فیزیکی و توانبخشی ، مهندسین آشنا به امور توانبخشی  و پرستاران حرفه ای هر ماه چند ساعت از وقت خود را بدون دریافت هیچ وجهی در اختیار دانش آموزان استثنایی قرار می دهند.

16) در ساخت و ساز مدارس و دانشگاهها و ادارات و بیمارستانها و اکثر ساختمانها معلولیت افراد معلول تا حد امکان در نظر گرفته می شود.

17)راهنمایی و رانندگی امکانات خاصی را جهت آسان نمودن تردد معلولان در جامعه به مرحله اجرا می گذارند.

18)مردم در کمک کردن به معولان محروم از های و هوی پرهیز می کنند و این کار را به صورت سیستماتیک و علمی انجام می دهند.

ایران و شیوه های کمک به دانش آموزان استثنایی و معلولان

وجود حدود 90 هزار نفر دانش آموز استثنایی در کشور ، سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور را بر آن داشته است که با اجرای طرح هایی به حمایت آنها همت گمارد.

طرح آتیه در ایران

در این طرح آموزش  پرورش استثنایی با دریافت وجهی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سپرده گذاری آن در بانک کشاورزی ،سود حاصله را بین دانش آموزان استثنایی تقسیم می کند که اگر مدبرانه صورت گیرد می تواند اولین گام اساسی در رسیدگی به اوضاع دانش آموزان معلول کشور باشد.

هر چند که کمک های ملت با عاطفه ایران به دانش آموزان استثنایی در بسیاری از مناسبت ها شایسته تکریم و ستایش است اما واقعیت این است که تا رسیدن به جایگاه واقعی خود در کمک به معلولان در مقایسه با کارهای انجام شده در دنیا فاصله زیادی داریم که امید است با ارائه این نوع همایش ها با استفاده از تجربیات کشورهای پیشرو در این زمینه در کشور ما نیز اقدامات بهینه ای برای دانش آموزان استثنایی و کل معلولان انجام گیرد.

منابع

1)روانشناسی پرورشی      /دکتر علی اکبر سیف

2)روانشناسی رشد /لورای ای برک/مترجم/یحیی سید محمدی

3)شهرداری ها کاری برای نابیناها نکرده است/ایمان پاکنهاد/روزنامه سرمایه

4)بزرگسالان کوچک/سه شنبه 27 تیر 1385 /روزنامه کارگر

5)امکان ادامه تحصیل معلولان کم توان ذهنی فراهم شد/9 مهر/روزنامه سرمایه

6)national disabled students union

7)SMC-Disabled student center

 

خوی:محمد گل صنملو

Mgol42@yahoo.com

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 19:22  توسط محمد گل صنملو  |