تاملی در نقد و نقادی
به نام خدا
Tis hard to say,if greater want of skill
Apear in writing or in judging ill:
But,of the two,less dangerous is th’offence
To tire our patience,than mislead our sense.
Some few in that ,but numbers err in this ,
Ten censure wrong for one who writse amiss;
A fool might once himself alone expose ,
Now one in verse makes many more in prose.
Alexander Pope
An Essay on Criticism
دشوارست بتوان گفت ناپختگی ، بیشتر
در نگارش بد بظهور می رسد یا در بد داوری کردن؛
اما، از این دو، اثری که بسبب نقص انشاء
ایجاد ملال کند از نقدی که درک ما را گمراه سازد کم زیان ترست.
معدودی از مصنفان هستند که در نگارش دچار لغزش می شوند اما بسیار کسانند که در داوری خطا می کنند،
در برابر هر یک مصنف بد ، ده منتقد بد وجود دارد؛
یک مصنف کم مایه فقط خود را رسوا می سازد ،
اما بسیاری منتقدان سخن نشناس با بررسی اثر آن یک تن ، خویشتن را رسوا می گردانند.
الکساندر پوپ /رساله در باره نقد/بر گرفته از کتاب
Critical Approaches to Literature
David Daiches.
ترجمه:محمد تقی صدقیانی/دکتر غلامحسین یوسفی
عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو کن به گریبان خویش
آینه روزی که به گیری به دست
خود شکن آن روز مشو خودپرست
آن ها که با فرهنگ ایرانی سر و کار دارند و مو در آسیاب آن سفید کرده اند ، با اعتراف به غنای آن ، به این نکته نیز واقفند که قسمت اعظم فرهنگ ما را "مدح" تشکیل می دهد .آیا این نوع سخن به فرهنگ ما رونق بخشیده یا به پیکره ی آن آسیب زده و از هدف اصلی اش باز داشته است بسیار جای بحث و گفتگو دارد که کار متخصصان را می طلبد.
اما براحتی می توان گفت که فرهنگ هیچ ملتی از این نوع سخن عاری نبوده است ، زیرا ریشه در نفسانیات آدمی دارد و بشر نیز حامل این نفس است .از این رو ، بیشتر مردم دوست دارند یا مدح شوند یا مدح بگویند."مدح "شاید در راستای اهداف متعالی سخن نباشد ولی از این حیث که عرصه را برای تاخت و تاز اندیشه گسترش داده و خیال جوال شاعر را به مضامین جدیدی رسانده ، برای ادبیات و فرهنگ ما بی ثمر نبوده است، اما گاهی اغراق در این نوع سخن ، مدح را به جایی رسانده است که شاعران ، پایگاه ممدوح خود را از پایگاه انبیا و اولیا نیز برتر و بالاتر برده اند و مرتکب نوعی "ترک ادب شرعی"شده اند و متاسفانه اغراق در این کار باعث شده استکه بسیاری از حاکمان و سیاستمداران مزدور از صداقت و یا ساده دلی مداحان و شاعران سوء استفاده کرده و دوام و قوام حکومت های خود را در گرو مدح و ستایش شاعران و مردمان ساده لوح قرار داده اند،
تا جائیکه در بسیاری مواقع حال و وضع شاعران ،درست حکایت آن ندیم شاعر و سلطان محمود بود ، که گفت: "من ندیم توام نه ندیم بادنجان ؛ مرا چیزی باید گفت که تو را خوش آید نه بادنجان را"(عبید زاکانی، رساله ی دلگشا، حلبی، ص87).علیرغم توصیف های فوق ، "مدح"نیز می تواند در فرهنگ یک ملت و کشور تاثیر درخشانی بگذارد بشرطی که از روی علم و آگاهی بوده و بخاطر نان شب ،چاپلوسانه نباشد.حتی فرد می تواند از توانیهای خود بگوید و مداحی خود کند جائیکه سخن گفتن بر ساکت بودن ارجحیت دارد و بشر ناچار است از حیثیت ،آبرو و دین و کیان خود دفاع نماید.برای نمونه در جنگ خندق، وقتی رسول خدا (ص)چندین بار فریاد می زند که کیست شر عمروبن عبدود را از سر مسلمانان کوتاه کند و آن گاه ، که هیچ کس خود را حاضر به مقابله با او نمی بیند ،مولا علی (ع) لبیک می گوید؛ و چون رسول خدا (ص) می فرماید که علی ، او عمروبن عبدود است؛ یعنی که پهلوان نامی عرب است، علی (ع) می گوید:من هم علی هستم ؛ و این جمله نیز مدح خود است ؛ یعنی وصف قدرت و توانایی یک مسلمان معتقد که در علی (ع) تبلور یافته است.و اما در مقابل مدح "نقد " قرار دارد.بر خلاف مدح در نقد و انتقاد ، رشد انسان به شکوفایی می گرایدو نقاد به نوبه خود در نابودی ریشه های استبداد و استعمار در جامعه خود و در جهان نقش مهمی را بازی می کند، بشرطی که اصول نقد و نقادی را رعایت کند و ماهیت نقد را به درستی بشناسد ، هر چند که عده ای کار نقاد را نپسندند و بر کار او خرده بگیرند .دنیای امروزی ثابت کرده است که در ممالکی که کارشان بر محور نقد و انتقاد گذاشته شده است بمراتب بهتر و بیشتر از کشورهایی پیشرفت کرده اند که مدح و مداحی در آنها ریشه دوانیده است. نقد صحیح لازمه امور در هر جامعه و کشوری است .مرحوم زرین کوب در نقد شعر کلاسیک و در جواب "چخوف"نویسنده نامدار روسی ، که نقد را به وزوز خرمگس ها مانند کرده است می گوید:" گمان دارم این وزوز نیش آلود منتقد لازم است تا شاعر دنیای اطراف را فراموش نکند و یادش بیاید که غیر از خود او دیگری هم در دنیا هست.فقط با این احساس است که شاعر مسئولیت خود را درک می کند و حاضر می شودبه جامعه و زمان خویش حساب پس دهد.(زرین کوب ، شعر بی دروغ، شعر بی نقاب، ص 19 ).
و در نهایت اینکه از آنجائیکه انسان ممکن الخطاست و اگر رفتارهای او مورد نقد و بررسی قرار نگیرد در حیاط انسان خطا ها بر روی او انباشته می شود و این انباشتگی بحران ایجاد می کند و انسان نمی تواند بطور کامل صلاح و فسادش را تشخیص دهد بنابراین در هیچ زمانی بی نیاز از نقد و اصلاحگری نبوده است و بهمین خاطر است که متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که گرچه مدح خوشایند و به دل می نشیند اما نقد بر آن ارجحیت دارد چرا که نقد موجب بهبود امور می شود و لکن مدح معمولا فسادش بیشتر از اصلاحش می باشد و به همین خاطر بیشتر اندیشمندان منتقد معتقدند که برای داشتن یک جامعه سالم تقویت تفکر انتقادی در بین مردم آن جامعه لازم و ضروری است.